3-7-4- عملگر همگذری61
3-7-5- عملگر جهش62
3-7-6- نحوه اصلاح کروموزومهای نامعتبر63
3-7-7- روش جستجوی محلی65
فصل چهارم (نتایج محاسباتی و تحلیل)66

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

4-1- نتایج محاسباتی مسأله اول67
4-2- نتایج محاسباتی مسأله دوم72
4-2-1- تولید مسائل نمونه و تنظیم پارامترهای الگوریتم73
4-2-2- تحلیل نتایج75
فصل پنجم (جمع بندی و تحقیقات آتی)82
4-1- جمع بندی83
5-2- تحقیقات آتی85
منابع86
فهرست جدولها
عنوان صفحه
جدول 2-1: مطالعات صورت گرفته در ارتباط با استفاده از تئوری مجموعههای فازی در برنامهریزی زنجیره تأمین15
جدول 3-1: شاخص محصولات مختلف خرده فروشها56
جدول 4-1: ابعاد اولین مسأله نمونه68
جدول 4-2: حداقل و بزرگترین مقدار توابع هدف برای اولین مسأله نمونه68
جدول 4-3: نتایج اولین مسأله نمونه69
جدول 4-4: ابعاد دومین مسأله نمونه70
جدول 4-5: حداقل و بزرگترین مقدار توابع هدف برای دومین مسأله نمونه71
جدول 4-6: نتایج دومین مسأله نمونه71
جدول 4-7: ابعاد مسائل نمونه تولید شده73
جدول 4-8: توزیعهای یکنواخت به منظور تولید پارامترهای مورد نیاز74
جدول 4-9: ارزیابی عملکرد در ارتباط با اولین مسأله نمونه77
جدول 4-10: ارزیابی عملکرد در ارتباط با دومین مسأله نمونه77
جدول 4-11: ارزیابی عملکرد در ارتباط با سومین مسأله نمونه78
جدول 4-12: ارزیابی عملکرد در ارتباط با چهارمین مسأله نمونه78
جدول 4-13: ارزیابی عملکرد در ارتباط با پنجمین مسأله نمونه79
جدول 4-14: ارزیابی عملکرد در ارتباط با ششمین مسأله نمونه79
فهرست شکلها
عنوان صفحه
شکل 2-1: عملیات استراتژی فرابارانداز17
شکل 3-1: نمودار عدد فازی مثلثی26
شکل 3-2: شبکه زنجیره تأمین مورد بررسی27
شکل 3-3: نمودار معیار امکان36
شکل 3-4: نمودار معیار الزام36
شکل 3-5: نمودار معیار اعتبار37
شکل 3-6: نمودار معیار درستنمایی39
شکل 3-7: نمایش شماتیک از شبکه زنجیره تأمین مورد بررسی45
شکل 3-8: نمایش ساختار کروموزوم برای مثال (3-3)56
شکل 3-9: روش اصلاح چرخهای64
شکل 4-1: اختلاف بین مقدار تابع هدف اول در حداقل سطح رضایتمندی و مقدار بهینه با توجه به سطوح اطمینان مختلف برای اولین مسأله نمونه69
شکل 4-2: اختلاف بین مقدار تابع هدف دوم در حداقل سطح رضایتمندی و مقدار بهینه با توجه به سطوح اطمینان مختلف برای اولین مسأله نمونه70
شکل 4-3: اختلاف بین مقدار تابع هدف اول در حداقل سطح رضایتمندی و مقدار بهینه با توجه به سطوح اطمینان مختلف برای دومین مسأله نمونه72
شکل 4-4: اختلاف بین مقدار تابع هدف دوم در حداقل سطح رضایتمندی و مقدار بهینه با توجه به سطوح اطمینان مختلف برای دومین مسأله نمونه72
شکل 4-5: تعداد جوابهای غیرموجه موجود در هر نسل76
شکل 4-6: تاثیر نگهداری موقت در باراندازهای میانی بر هزینههای زنجیره تأمین80
فصل اول:
کلیات تحقیق
1-1- مقدمه
رقابتی بودن بازارها، معرفی و وجود محصولاتی با عمر کوتاه و بالا بودن انتظارات مشتریان در ارتباط با کیفیت و زمان تحویل محصولات، ایجاب میکنند که محصولات در مقدار، مکان، زمان و قیمت مناسب عرضه شوند که این خود ضرورت ایجاد هماهنگی تولیدکنندگان با تأمینکنندگان مواد اولیه و توزیعکنندگان محصولات را ایجاب میکند.
زنجیره تأمین به عنوان یک ساختار یکپارچه شامل تعدادی از فعالیتها به طور مثال فعالیت خرید، تولید، نگهداری و توزیع میشود. این فعالیتها به منظور تهیه مواد اولیه، تبدیل مواد اولیه به محصولات نهایی و تحویل محصولات به مشتریان انجام میشوند. مدیریت صحیح این فعالیتها موجب بهبود عملکرد زنجیره خواهد شد از این رو مدیریت زنجیره تأمین را میتوان به عنوان مدیریت جریان اطلاعات، محصولات و منابع مالی در زنجیره تعریف کرد [1]. فرآیند برنامهریزی زنجیره تأمین به عنوان یکی از مهمترین فرآیندهای مدیریت زنجیره تأمین به منظور یکپارچه و هماهنگ کردن فعالیتهای مذکور در بین اعضای مختلف زنجیره انجام میشود [2]. برنامهریزی زنجیره تأمین بسته به افق برنامهریزی به سه دسته تقسیمبندی میشود:
• برنامهریزی استراتژیک: این فاز از برنامهریزی به طراحی ساختار زنجیره تأمین مربوط بوده و افق زمانی مورد بررسی در این فاز بین پنج تا ده سال میباشد.
• برنامهریزی تاکتیکی (افق زمانی میان مدت): در این سطح از برنامهریزی در ارتباط با استفاده بهینه از ظرفیت منابع مختلف از جمله تأمینکنندگان، تولیدکنندگان و مراکز توزیع
تصمیمگیری میشود. افق زمانی مورد بررسی در برنامهریزی تاکتیکی یک تا دو سال است.
• برنامهریزی عملیاتی: افق زمانی مربوط به این سطح از برنامهریزی هفتگی بوده و در ارتباط با مسائلی از قبیل مسیریابی وسایل نقلیه، برنامهریزی تولید و توزیع روزانه تصمیمگیری میشود [1].
هدف هر زنجیره تأمین افزایش سودآوری زنجیره از طریق کاهش هزینهها و افزایش سطح
خدمتدهی است. طرح توزیع به عنوان یکی از عوامل ایجاد هزینه در زنجیره تأمین، عملکرد زنجیره را تحت تأثیر قرار داده و تقریبا 30 درصد از قیمت محصول نهایی را شامل میشود [3]. بنابراین استفاده از استراتژیهای مناسب توزیع به منظور کاهش هزینههای حمل و نقل و افزایش سطح
خدمتدهی میتواند باعث افزایش سودآوری زنجیره شود. در میان استراتژیهای مختلف توزیع استراتژی فرابارانداز1 به عنوان یک تکنیک لجستیک موثر محصولات ارسال شده از تأمینکنندگان مختلف را دریافت کرده و بدون نگهداری موجودی آنها را مطابق با مقصدهایشان به گروههای مشخصی دستهبندی و ارسال میکند. این استراتژی با دستهبندی کردن محصولات و در نتیجه تکمیل ظرفیت وسایل نقلیه باعث کاهش هزینههای حمل و نقل میشود.
از آنجاییکه قرار دادن محصولات مختلف در یک گروه مشخص مستلزم ورود همزمان آنها به بارانداز میانی و منتج به ملاقات مشتریهای مختلف (سفارش دهندگان محصولات) میشود، لذا مسیریابی و زمانبندی وسایل نقلیه ورودی و خروجی به منظور بهینه کردن عملیات استراتژی فرابارانداز ضروری است.
از طرفی دیگر، در نظر گرفتن شرایط دنیای واقعی از جمله غیر قابل پیشبینی بودن انتظارات مشتریان و همچنین وجود روابط پیچیده بین اعضای زنجیره، باعث ایجاد یک درجه مهمی از عدم قطعیت در زنجیره تأمین میشود. نادیده گرفتن عدم قطعیت موجود در زنجیره تأمین باعث ضعف در عملکرد زنجیره خواهد شد. بنابراین شناخت منابع ایجاد عدم قطعیت و استفاده از رویکردهای مناسب برای برطرف کردن این عدم قطعیت به منظور افزایش سودآوری زنجیره ضروری است. سه منبع ایجاد عدم قطعیت در زنجیره تامین عبارتند از:
• عدم قطعیت در عرضه: این عدم قطعیت در اثر تغییر در عملکرد تأمینکنندگان به علت تأخیر در تحویلها به وجود میآید.
• عدم قطعیت در فرآیند: این عدم قطعیت از غیر قابل اعتماد بودن فرآیند تولید به دلیل خرابی ناگهانی ماشین آلات، تغییر در عملکرد نیروی انسانی و غیره ناشی میشود.
• عدم قطعیت در تقاضا: این عدم قطعیت مهمترین عامل ایجاد عدم قطعیت در زنجیره تأمین بوده و از نوسانات موجود در تقاضا و پیشبینی نادرست ناشی میشود [4].
رویکردهای تحلیلی (احتمالی)، رویکردهای شبیهسازی و رویکردهای پیوندی بر اساس ترکیبی از مدلهای تحلیلی و شبیهسازی، از جمله رویکردهای مورد استفاده برای برطرف کردن عدم قطعیت موجود در زنجیره تأمین میباشند. مدلهای تعیین شده در این رویکردها، عدم قطعیت موجود در زنجیره تأمین را به وسیله توزیعهای احتمالی به دست آمده از دادههای آماری نمایش میدهند. از آنجایی که استفاده از این رویکردها با مشکلاتی نظیر عدم دسترسی به دادههای آماری قابل اعتماد همراه است استفاده از رویکردهای دیگر ضروری به نظر میرسد. یکی دیگر از رویکردهای مورد استفاده برای برطرف کردن عدم قطعیت موجود در زنجیره تأمین، استفاده از تئوری
مجموعههای فازی است [5]. قابل ذکر است که تئوری مجموعههای فازی علاوه بر برطرف کردن مشکل فوق، دارای تطابق بیشتری با مسائل دنیای واقعی است.
با توجه به توضیحات بالا، واضح است که یکپارچه و هماهنگ کردن طرحهای تهیه مواد اولیه، تولید و توزیع، بررسی منابع ایجاد عدم قطعیت در زنجیره تأمین و استفاده از یک رویکرد مناسب برای برطرف کردن این منابع و همچنین انتخاب استراتژیهای مناسب برای توزیع محصولات از عوامل مهم بقای زنجیره تأمین در بازارهای امروزی هستند.
از این رو در این تحقیق ، یکپارچه کردن طرحهای تهیه مواد اولیه، تولید و توزیع در یک افق زمانی میان مدت در یک زنجیره تأمین پنج سطحی، چند محصولی و چند دورهای با در نظر گرفتن عرضه، تولید و تقاضای فازی با هدف حداقل کردن هزینهها و طراحی یک سیستم توزیع به موقع مورد بررسی قرار میگیرد. در زنجیره تأمین مورد بررسی از استراتژیهای فرابارانداز و ارسال مستقیم برای توزیع محصولات استفاده میشود. استفاده از استراتژی فرابارانداز مستلزم بررسی همزمان مسیریابی و زمانبندی وسایل نقلیه ورودی و خروجی میباشد. اما از آنجایی که یکپارچه کردن مسیریابی و زمانبندی وسائل نقلیه و استراتژی فرابارانداز در مسئله مذکور باعث افزایش پیچیدگی خواهد شد، لذا به منظور کاهش پیچیدگی مسئله، زنجیرهای با سطوح کمتر مورد بررسی قرار میگیرد. بنابراین، در این تحقیق دو مسأله مذکور یعنی یکپارچه کردن طرحهای تهیه مواد اولیه، تولید و توزیع و یکپارچه کردن مسیریابی و زمانبندی وسائل نقلیه و استراتژی فرابارانداز به ترتیب تحت عنوانهای مسأله اول و مسأله دوم مورد بررسی قرار میگیرند.

1-2- مسأله اول
مسأله اول عبارت از یکپارچه کردن طرحهای تامین مواد اولیه، تولید و توزیع محصولات در یک افق زمانی میان مدت در یک زنجیره تأمین پنج سطحی (شامل تأمینکنندگان، تولیدکنندگان، مراکز توزیع، باراندازهای میانی2 و خرده فروشها)، چند محصولی و چند دورهای با در نظر گرفتن پارامترهای فازی (شامل ظرفیت تأمین مواد اولیه، سطح نیروی انسانی در دسترس و ظرفیت ماشین آلات تولیدکنندگان و نیز تقاضای خرده فروشها) و با هدف حداقل کردن هزینهها و طراحی یک سیستم توزیع به موقع3 است. در این زنجیره برای توزیع محصولات از استراتژیهای فربارانداز و ارسال مستقیم (از تولیدکننده به خرده فروش) استفاده میشود.
مفروضات این مسأله به شرح زیر میباشند.
• زنجیره تأمین پنج سطحی (شامل تأمینکنندگان، تولیدکنندگان، مراکز توزیع، باراندازهای میانی و خرده فروشها)، چند محصولی و چند دورهای میباشد.
• برای توزیع محصولات از باراندازهای میانی و ارسال مستقیم استفاده میشود.
• سطح برنامه ریزی میان مدت است
• در صورتی که تقاضای یک خرده فروش برای یک کالای مشخص از طریق یک بارانداز میانی تأمین شود، باید کل تقاضای آن خرده فروش به ازای آن محصول از طریق همان بارانداز میانی برآورده شود. این فرض از رویکرد تک منبعی4 [8-6] نشأت میگیرد.
• هر یک از تولیدکنندگان توانایی تولید همه محصولات را دارند.
• کمبود مجاز بوده و به صورت پس افت در نظر گرفته میشود.
• هزینه نگهداری مواد اولیه و محصولات در پایان هر دوره در نظر گرفته میشود .
• تولیدکنندگان محصولات را به سه طریق تولید میکنند: تولید در زمان عادی، تولید به صورت اضافه کاری و یا از طریق پیمانکاری.
• تقاضا، ظرفیت تولید و نیز ظرفیت تأمین مواد اولیه اعداد فازی مثلثی هستند.
از آنجایی که مهمترین هدف استراتژی فرابارانداز کاهش هزینههای نگهداری و حمل و نقل
میباشد، لذا بررسی همزمان مسیریابی و زمانبندی وسایل نقلیه و استراتژی فرابارانداز امری ضروری است. اما همان طوری که قبلا نیز ذکر شد به دلیل کاهش پیچیدگی مسأله مورد بررسی، یکپارچه کردن مسیریابی و زمانبندی وسایل نقلیه ورودی و خروجی و استراتژی فرابارانداز در یک زنجیره سه سطحی مورد بررسی قرار میگیرد.

1-3- مسأله دوم
مسأله دوم عبارت از یکپارچه کردن مسیریابی و زمانبندی وسایل نقلیه ورودی و خروجی (به ترتیب به منظور تحویل محصولات به باراندازهای میانی و خرده فروشها) و استراتژی فرابارانداز در یک زنجیره سه سطحی است. زنجیره مورد بررسی دارای سطوح تأمینکنندگان محصولات (به طور مثال تولیدکنندگان، مراکز توزیع و غیره)، باراندازهای میانی و خرده فروشها است. در این زنجیره با در نظر گرفتن هزینههای حمل و نقل و قیمتهای ارائه شده توسط تأمینکنندگان، مسیر و زمان حرکت وسایل نقلیه ورودی در فرآیند دریافت (دریافت محصولات از تأمینکنندگان توسط باراندازهای میانی) و همچنین وسایل نقلیه خروجی در فرآیند ارسال (تحویل محصولات به خرده فروشها توسط باراندازهای میانی) تعیین میشوند.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

علاوه بر این در طی فرآیند دستهبندی کردن محصولات در باراندازهای میانی، اگر همه محصولات مربوط به یک دسته مشخص وارد بارانداز میانی شده باشند (ورود همزمان) این محصولات بلافاصله در وسایل نقلیه خروجی بارگیری شده و به خرده فروشها تحویل داده میشوند. در غیر این صورت، در ارتباط با نگهداری موقت و یا ارسال محصولاتی که زودتر وارد بارانداز میانی شدهاند تصمیمات لازم اتخاذ میشوند. همچنین به دلیل تطابق بیشتر با دنیای واقعی ظرفیت محوطه تخصیص داده شده برای نگهداری موقت محصولات به طور پیوسته در طول افق برنامهریزی بررسی میشود.
هدف، تخصیص محصولات به تأمینکنندگان و باراندازهای میانی به منظور بهینه کردن مسیر و زمان حرکت وسایل نقلیه و عملیات دستهبندی کردن محصولات بوده به طوریکه هزینههای خرید و حمل و نقل حداقل شود.
مهمترین خصوصیات و مفروضات این مسأله عبارتند از:
• هر تأمینکننده توانایی عرضه هر نوع محصولی را دارد.
• حداکثر ظرفیت محوطه تخصیص داده شده برای نگهداری موقت محصولات در باراندازهای میانی محدود است.
• چندین نوع وسیله نقلیه در مکان تأمینکنندگان و باراندازهای میانی موجود است.
• ظرفیت وسایل نقلیه محدود است.
• نقطه شروع و پایان حرکت هر وسیله نقلیه باید یکسان باشد.
• از آنجایی که ممکن است حجم کل محصولات ارسالی از یک تأمینکننده به یک بارانداز میانی بیشتر از حداکثر ظرفیت وسایل نقلیه ورودی آن تأمینکننده باشد، بنابراین یک بارانداز میانی ممکن است توسط چندین وسیله نقلیه ورودی از یک تأمینکننده ملاقات شود.
• یک خرده فروش ممکن توسط چندین وسیله نقلیه خروجی از باراندازهای میانی مختلف ملاقات شود. این فرض مبتنی بر این است که محصولات مختلف یک خرده فروش ممکن توسط باراندازهای میانی مختلف تحویل داده شوند.
• کل تقاضای یک خرده فروش برای یک محصول خاص باید به وسیله یک وسیله نقلیه ورودی تحویل یک بارانداز میانی و نهایتا توسط یک وسیله نقلیه خروجی به خرده فروش تحویل داده شود.
1-4- ضرورت تحقیق
برنامه ریزی تاکتیکی (افق زمانی میان مدت) به منظور استفاده بهینه از منابع شامل ظرفیت تامینکنندگان مواد اولیه، ظرفیت تولیدکنندگان و ظرفیت مراکز توزیع مورد استفاده قرار میگیرد. یکی از اهداف زنجیره تأمین، ارائه مقدار مناسبی از کالاها در زمان و مکان مناسب و نیز در کمترین سطح هزینه است. به منظور دستیابی به این هدف، زنجیره باید دارای یک برنامه مناسب برای
فعالیتهای تأمین مواد اولیه، تولید و توزیع محصولات باشد. بنابراین یکپارچه کردن فعالیتهای مذکور زنجیره را در رسیدن به هدف مورد نظر کمک میکند.
همان طوری که قبلا ذکر شد استفاده از باراندازهای میانی میتواند باعث کاهش هزینههای حمل و نقل شود. همچنین بعضی مواقع تقاضای یک خرده فروش ممکن است برابر با اندازه مقدار اقتصادی حمل و نقل باشد، بنابراین در چنین وضعیتهایی بهتر است با ارسال مستقیم کالا از تولیدکننده به خرده فروش از ایجاد هزینههای اضافی (شامل هزینه نگهداری، تخلیه بار و بارگیری مجدد در مراکز توزیع و غیره) ممانعت شود. در نتیجه استفاده همزمان از باراندازهای میانی و ارسال مستقیم
میتواند باعث کاهش هزینههای زنجیره شود. علاوه بر این قرار دادن محصولات مختلف در یک گروه مشخص مستلزم ورود همزمان آنها به بارانداز میانی و منتج به ملاقات مشتریهای مختلف (سفارش دهندگان این محصولات) میشود، در نتیجه مسیریابی و زمانبندی وسایل نقلیه ورودی و خروجی به منظور بهینه کردن عملیات استراتژی فرابارانداز میتواند باعث کاهش هزینههای زنجیره شود.
از سوی دیگر، در دنیای واقعی بسیاری از پارامترها از جمله ظرفیت تأمینکنندگان مواد اولیه، سطح نیروی انسانی موجود، ظرفیت ماشین آلات و نیز تقاضای خرده فروشان را نمیتوان به طور قطعی مشخص نمود. از این رو در این تحقیق از مجموعههای فازی برای بیان این عدم قطعیت استفاده میشود. در ضمن به دلیل سادگی و انعطاف پذیری عملیات ریاضی فازی از الگوی اعداد فازی مثلثی بهره گرفته میشود.
با توجه به توضیحات فوق، واضح است که یکپارچه کردن عملیات تأمین مواد اولیه، تولید و توزیع محصولات در یک افق زمانی میان مدت در یک زنجیره تأمین پنج سطحی (تأمینکنندگان، تولیدکنندگان، مراکز توزیع، باراندازهای میانی وخرده فروشها)، چندمحصولی و چنددورهای با در نظر گرفتن پارامترهای فازی (ظرفیت تأمینکنندگان مواد اولیه، سطح نیروی انسانی موجود و ظرفیت ماشینآلات تولیدکنندگان و تقاضای خرده فروشها) و استفاده از باراندازهای میانی و ارسال مستقیم (از تولیدکننده به خرده فروش) برای توزیع محصولات، میتواند باعث کاهش هزینهها شود. همچنین یکپارچه کردن مسیریابی و زمانبندی وسایل نقلیه و استراتژی فرابارانداز به منظور بهینه کردن عملیات استراتژی فرابارانداز منتج به کاهش بیشتر در هزینههای حمل و نقل و افزایش سطح
رضایتمندی میشود. بنابراین به منظور کاهش هزینههای زنجیره تأمین و افزایش سهم آن در بازاهای رقابتی مطالعه و بررسی مسائل فوق کاملاً ضروری به نظر میرسد.
1-5- اهداف تحقیق
هدف این تحقیق بهینه کردن سه فعالیت اصلی زنجیره تأمین (تهیه مواد اولیه، تولید و توزیع محصولات) و عملیات استراتژی فرابارانداز به منظور کسب سهم بیشتر در بازارها است. به منظور تحقق اهداف فوق، دو مدل ریاضی به ترتیب برای یکپارچه کردن فعالیتهای تأمین مواد اولیه، تولید و توزیع محصولات و بهینه کردن عملیات استراتژی فرابارانداز با در نظر گرفتن فرضیات فوق توسعه داده شده و سپس روش حل مناسب برای این دو مدل ارائه میشود.
1-6- محدودیتهای تحقیق
با توجه به خصوصیات زنجیره تأمین مورد بررسی در این تحقیق از مهمترین محدودیتهای مربوط به این تحقیق میتوان به نبود یک مطالعه موردی اشاره کرد. با این وجود، انجام این تحقیق نشان
میدهد که به منظور کاهش هزینهها و افزایش سطح رضایتمندی مشتریان وجود زنجیرهای با این خصوصیات ضروری است. همچنین عدم دسترسی به منابع و پایگاههای داده مورد نیاز یکی دیگر از محدودیتهای پیشرو در انجام این تحقیق میباشد.
فصل دوم:
مروری بر ادبیات موضوع
2-1- مقدمه
در این فصل، مطالعات صورت گرفته در ارتباط با مسائل مورد بررسی در این تحقیق در سه زیر بخش مورد بررسی قرار میگیرند. در ابتدا به بررسی مطالعات صورت گرفته در زمینه استفاده از تئوری مجموعههای فازی در برنامهریزی زنجیره تأمین پرداخته شده و پس از بررسی تحقیقات انجام شده در ارتباط با استفاده از استراتژیهای فرابارانداز و ارسال مستقیم، مطالعات صورت گرفته در زمینه یکپارچه کردن مسیریابی وسایل نقلیه و استراتژی فرابارانداز مرور خواهند شد. علاوه بر این به منظور آشنایی بیشتر خواننده، توضیحاتی در ارتباط با استراتژیهای فرابارانداز و ارسال مستقیم و مسأله مسیریابی وسایل نقلیه ارائه خواهد شد.

2-2- کاربرد تئوری مجموعههای فازی در زنجیره تأمین
به دلیل وجود عدم قطعیت در مسائل مختلف زنجیره تأمین، تحقیقات متعددی از تئوری
مجموعههای فازی به منظور بیان این عدم قطعیت استفاده کردهاند. همچنین با توجه به اهمیت سه طرح تهیه مواد اولیه، تولید و توزیع مطالعات زیادی به بررسی این سه طرح ضمن در نظر گرفتن منابع عدم قطعیت پرداختهاند.
لیو و کائو5 [9] با در نظر گرفتن هزینههای ارسال، عرضه و تقاضا به عنوان اعداد فازی و هزینههای حمل و نقل به عنوان تابع هدف، روشی را بر اساس اصول ارائه شده توسط زاده [10] برای تعیین تابع عضویت کل هزینههای حمل و نقل توسعه دادهاند. در این روش مسئله حمل و نقل فازی به دو مدل برنامهریزی ریاضی تبدیل میشود.
لیانگ6 [11] یک روش برنامهریزی خطی چند هدفه فازی به منظور حل مسئله
حمل و نقل با چندین هدف فازی ارائه میکند. در این تحقیق، برای نمایش دادن اهداف فازی از تابع عضویت خطی تکهای7 استفاده شده و به منظور حل مدل ارائه شده از مفاهیم تصمیمگیری فازی و روش برنامهریزی آرمانی استفاده شده است.
چن8 و همکاران [12] یک مدل برنامهریزی خطی عدد صحیح آمیخته چند هدفه برای مکانیابی انبارها و مراکز توزیع در یک زنجیره تامین چندسطحی، چندمحصولی و چنددورهای توسعه دادهاند. عدم قطعیت در تقاضا به وسیله سناریوهای گسسته با احتمالهای مشخص نشان داده شده است. همچنین یک روش دو مرحلهای تصمیمگیری فازی برای حل مدل ارائه شده مورد استفاده قرار گرفته است.
گیل9 [13] با استفاده از تئوری مجموعههای فازی به بررسی نیازمندیهای سکوهای دریافت و ارسال در تسهیلات پرداخته و نتایج به دست آمده را به وسیله شبیهسازی مورد بررسی قرار میدهد.
قاطعی و هاشمی10 [14] مساله برنامهریزی حمل و نقل در شبکه توزیع مواد نفتی را تحت وجود شرایط عدم قطعیت در تقاضا و ظرفیت تولید و خطوط لوله مورد بررسی قرار میدهند. در این تحقیق به منظور تعیین مکان تسهیلات جدید انبار از رویکرد مساله حداقل جریان11 استفاده میشود. همچنین روش تابع رتبهبندی12 به منظور حل مساله حداقل جریان فازی مورد استفاده قرار میگیرد.
ساکاوا13 و همکاران [15] مساله تولید و توزیع را از طریق یک مدل برنامهریزی ریاضی به منظور حداقل کردن هزینهها با توجه به ظرفیتها و تقاضا مورد بررسی قرار میدهند. پس از ارائه یک مدل برنامهریزی فازی، یک طرح کلی بر اساس تئوری بازیها14 برای توزیع سود و هزینه ارائه میکنند.
چن15 و همکاران [16 و 17] یک مدل برنامهریزی غیر خطی عدد صحیح آمیخته چند هدفه به منظور بررسی مساله تولید-توزیع در یک زنجیره تأمین چندمحصولی، چندسطحی و چنددورهای ارائه میکنند. حداکثر کردن سود هر یک از اعضای زنجیره، حداکثر کردن سطح خدمتدهی به مشتریان و سطوح اطمینان موجودی و توزیع عادلانه سود بین اعضای زنجیره تأمین اهداف مورد نظر در مدل ارائه شده هستند. در این تحقیق به منظور حل مدل مذکور از یک رویکرد بر اساس تئوری
مجموعههای فازی استفاده میشود.
چن و لی16 [18 و 19] به منظور بهینه کردن فرآیند مدیریت زنجیره تأمین، عدم قطعیت موجود در تقاضای بازار را به وسیله تعدادی از سناریوها با احتمالات مربوطه و عدم قطعیت موجود در قیمت محصولات را با استفاده از تئوری مجموعههای فازی مورد بررسی قرار میدهند.
آلیو17 و همکاران [20] یک مدل یکپارچه تولید-توزیع برای یک زنجیره تأمین چندمحصولی و چنددورهای به منظور ایجاد تعادل بین سود و نرخ برآورده نکردن تقاضای فازی ارائه میکنند. برای حل مدل ارائه شده از الگوریتم ژنتیک استفاده شده است.
سلیم18 و همکاران [21] به منظور بررسی مسأله تولید-توزیع در زنجیرههای تأمین متمرکز و نامتمرکز، رویکردهای برنامهریزی با اهداف فازی را ارائه میکنند. در این تحقیق، برآورده کردن اهداف مختلف (شامل حداکثر کردن سود تولیدکنندهها و مراکز توزیع با توجه به حداقل کردن هزینههای خرده فروش و حداقل کردن تأخیر مربوط به تقاضای خرده فروشها) به صورت فازی در نظر گرفته شدهاند.
لیانگ [22] به منظور یکپارچه کردن طرحهای تولید و توزیع در یک زنجیره تأمین چندمحصولی و چنددورهای، یک مدل برنامهریزی ریاضی چند هدفه فازی توسعه میدهد. در این تحقیق، سطح نیروی انسانی در دست، ظرفیت ماشینآلات تولیدکنندگان و تقاضا مشتریان به صورت پارامترهای فازی در نظر گرفته شده و همچنین برای نمایش اهداف فازی از تابع عضویت خطی تکهای استفاده شده است. به منظور حل مدل ارائه شده از مفاهیم تصمیم گیری فازی و روش برنامهریزی آرمانی استفاده شده است. متعاقبا، لیانگ و چنگ19 [23] مسأله مذکور را مورد بررسی قرار داده و به منظور حل مدل ارائه شده از عملگر حداقل استفاده میکنند.
بیلجن20 [24] یک مدل برنامهریزی فازی برای یکپارچه کردن طرحهای تولید و توزیع در یک زنجیره تأمین چندسطحی (شامل چندین خط تولید، چندین تولیدکننده و چندین مرکز توزیع) ارائه کرده است. به منظور تبدیل مدل فازی به یک مدل قطعی از سه رویکرد مختلف شامل عملگر حداکثر-حداقل21، ترکیب محدبی از عملگرهای حداقل و حداکثر و عملگر “و” فازی22 استفاده شده است. در این تحقیق از تئوری مجموعههای فازی برای برطرف کردن عدم قطعیت موجود در ظرفیت تولید و وسایل نقلیه و سطوح آرمانی هزینهها استفاده شده است.
با این وجود تعداد خیلی کمی از مطالعات صورت گرفته به بررسی مسأله یکپارچه کردن سه طرح تهیه مواد اولیه، تولید و توزیع با در نظر گرفتن سه منبع عدم قطعیت پرداختهاند. در ادامه این مطالعات مورد بررسی قرار میگیرند.
چن و چانگ23 [25] با در نظر گرفتن هزینه مواد اولیه، هزینه حمل و نقل و تقاضای محصولات به عنوان منابع ایجاد عدم قطعیت در زنجیره، با استفاده از تئوری مجموعههای فازی رویکردی را به منظور تعیین تابع عضویت حداقل کردن کل هزینههای یک زنجیره تامین چندسطحی، چندمحصولی و چنددورهای توسعه دادهاند.
ترابی و حسینی24 [26] یک مدل برنامهریزی خطی عدد صحیص آمیخته چند هدفه برای یکپارچه کردن طرحهای تهیه مواد اولیه، تولید و توزیع در یک زنجیره تامین سه سطحی (شامل چندین تامینکننده، یک تولیدکننده و چندین مرکز توزیع) توسعه دادهاند. در مدل ارائه شده تقاضای بازار، ضرایب زمانی و هزینه و نیز سطوح ظرفیتی به صورت پارامترهای فازی در نظر گرفته شدهاند. در این تحقیق از یک رویکرد دو مرحلهای برای حل مدل استفاده شده است بدین صورت که در مرحله اول مدل اصلی به یک مدل قطعی تبدیل شده و در فاز دوم با استفاده از یک رویکرد ابتکاری برنامهریزی فازی، مدل چند هدفه به مدل یک هدفه تبدیل میشود.
پیدرو25 و همکاران [29-27] یک مدل برنامهریزی خطی عدد صحیح آمیخته فازی برای
برنامهریزی زنجیره تأمین در افق زمانی میان مدت به منظور یکپارچه کردن فعالیتهای تهیه مواد اولیه، تولید و توزیع ارائه کردهاند. مدل ارائه شده به وسیله گروهی از پارامترها شامل میانگین سطح خدمتدهی، سطوح موجودی، عدم ثبات در برنامهریزی در ارتباط با دوره برنامهریزی شده و هزینه کل ارزیابی شده است. همچنین مدل توسعه داده شده به وسیله اطلاعات به دست آمده از یک زنجیره تأمین اتومبیل مورد ارزیابی قرار گرفته است.
یک دستهبندی کلی از مطالعات صورت گرفته در زمینه برنامهریزی زنجیره تأمین ضمن استفاده از تئوری مجموعههای فازی برای بیان کردن عدم قطعیت موجود در زنجیره به وسیله جدول (2-1) ارائه شده است.

جدول 2-1: مطالعات صورت گرفته در ارتباط با استفاده از تئوری مجموعههای فازی در برنامهریزی زنجیره تأمین

2-3- استفاده از استراتژیهای فرابارانداز و ارسال مستقیم در زنجیره تأمین
یکی از مهمترین وظایف مدیریت زنجیره تأمین کنترل جریان فیزیکی محصولات در زنجیره است. در سسیستم توزیع معمولی از انبارهای میانی برای توزیع محصولات استفاده میشود. چهار تابع هزینه در سیستم انبارداری معمولی عبارتند از: دریافت کردن، انبار کردن، چیدمان و ارسال محصولات. توابع انبار کردن به دلیل بالا بودن هزینههای نگهداری و چیدمان به دلیل بالا بودن هزینه مربوط به نیروی انسانی، عمدهترین بخش از هزینههای سیستم انبارداری معمولی را شامل میشوند. مشخص است که بهترین روش برای کاهش این هزینهها و افزایش کارایی حذف این توابع هزینه است [30]. استراتژی فرابارانداز با حذف توابع فوق به عنوان یک روش موثر و کارا برای توزیع محصولات در زنجیره تأمین شناخته شده است. در این استراتژی سه فعالیت عمده در بارانداز میانی صورت میگیرد: (1) دریافت و تخلیه محصولات از وسایل نقلیه ورودی ارسال شده از تأمین کنندگان مختلف، (2) دستهبندی کردن محصولات مطابق با مقصدهای آنها و (3) بارگیری و تحویل محصولات دستهبندی شده به مشتریان توسط وسایل نقلیه خروجی. در سسیستم فرابارانداز محصولات وارد شونده به بارانداز میانی در ظرف مدت 1 الی 24 ساعت بدون اینکه به صورت موجودی نگهداری شوند به سمت مقصدهای مربوطه ارسال میشوند. شکل (2-1) شمای کلی از عملیات استراتژی فرابارانداز را نشان میدهد.
مزایای استفاده از استراتژی فرابارانداز عبارتند از:
• کاهش هزینههای موجودی و فضای مورد نیاز برای انبار کردن محصولات.
• کاهش هزینههای حمل و نقل به وسیله دستهبندی کردن محصولات و دستیابی به مقدار اقتصادی حمل و نقل.
• کاهش زمان تحویل محصولات به مشتریان و در نتیجه افزایش سطح رضایتمندی مشتریان.
بسیاری از شرکتها از جمله شرکتهای هوم دیپات26 و فدکس27 به دلیل کاهش هزینههای حمل و نقل، شرکت وال مارت28 به منظور کاهش و یا حذف هزینههای نگهداری و شرکت کاسکو29 به منظور کاهش هزینههای نیروی کار از استراتژی فرابارانداز استفاده میکنند [31].
یکی دیگر از استراتژیهای مورد استفاده در فرآیند توزیع محصولات، استراتژی ارسال مستقیم است. در روش ارسال مستقیم شبکه حمل و نقل طوری ساختار بندی میشود که ارسالها از تأمین کننده به خریدار به صورت مستقیم و بدون واسطه صورت میگیرد. در این روش مسیر ارسال هر مجموعه مشخص بوده و فقط باید در مورد مقدار کالای ارسالی و شیوه حمل و نقل مورد استفاده تصمیم گیری شود. بزرگترین مزیت این روش این است که با حذف انبارهای میانی از ایجاد یکسری هزینههای اضافی (از جمله هزینه تخلیه و بارگیری در انبارها) جلوگیری شده و همچنین کار هماهنگی راحتتر میشود [1].

شکل 2-1: عملیات استراتژی فرابارانداز
در ادبیات مربوط به استفاده از استراتژی فرابارانداز اکثر مطالعات صورت گرفته به بررسی مفهوم این استراتژی و طراحی فیزیکی و مکانیابی باراندازهای میانی پرداختهاند.
ناپولیتانو30 [31] ضمن بررسی فواید استفاده از استراتژی فرابارانداز، پنج نوع از استراتژیهای فرابارانداز شامل استراتژی تولیدکردن، توزیعکننده، حمل و نقل، خرده فروشی و استراتژی فرصت طلب را معرفی میکند.
اپتی و ویسوانتن31 [3] استراتژی فرابارانداز را به عنوان یک روش کارا به منظور کاهش هزینههای حمل و نقل مورد بررسی قرار میدهند.
رتلیف32 و همکاران [32] مسأله طراحی بارانداز میانی را به عنوان یک سیستم توزیع مورد بررسی قرار میدهند.
جایارامن و راس33 [33] مسأله طراحی زنجیره تأمین را مورد بررسی قرار میدهند. در این مطالعه علاوه بر تصمیمات مربوط به باز یا بسته بودن (فعال بودن) و مکانیابی باراندازهای میانی، در ارتباط با تخصیص مشتریان به باراندازهای میانی تصمیمگیری میشود.
بچلوس34 و همکاران [34] مسئله طراحی زنجیره تأمین چابک را مورد بررسی قرار میدهند. شبکه این زنجیره شامل تأمینکنندگان، تولیدکنندگان، مراکز توزیع، باراندازهای میانی و مشتریان میباشد. در این تحقیق، از باراندازهای میانی به عنوان یک سطح میانی بین توزیع کنندگان و مشتریان به منظور کاهش هزینهها استفاده شده است.
کرنگ و چن35 [35] ضمن در نظر گرفتن دو رویکرد مختلف توزیع به بررسی مسأله تولید- توزیع در زنجیره تأمین میپردازند. با مقایسه دو رویکرد متفاوت شامل رویکرد استفاده از استراتژی فرابارانداز و رویکرد استفاده از سیستم انبارداری معمولی برای توزیع محصولات، کاهش در هزینههای زنجیره تأمین در صورت استفاده از استراتژی فرابارانداز نشان داده شده است.
بویسن و فلیندر36 [36] دستهبندی کاملی برای مسأله زمانبندی وسایل نقلیه در بارانداز میانی انجام میدهند. در این تحقیق محیط درها، خصوصیات عملیات و اهداف به عنوان سه معیار اصلی
طبقهبندی در نظر گرفته شدهاند.
آلپان37 و همکاران [37] یک برنامهریزی پویای محدود شده به منظور زمانبندی کردن عملیات داخل بارانداز میانی توسعه میدهند. در این تحقیق به منظور افزایش انعطاف پذیری بارانداز میانی، انبار موقت و توقف نیز مجاز هستند.
در بین تحقیقات موجود تعداد بسیار اندکی از آنها به منظور توزیع محصولات از استراتژیهای فرابارانداز و ارسال مستقیم به صورت همزمان استفاده کردهاند.
گوموس و بوکبیندر38 [38] با در نظر گرفتن دو استراتژی فرابارانداز و ارسال مستقیم برای توزیع محصولات، به بررسی فعالیتهای لجستیک در یک زنجیره تأمین سه سطحی (شامل تولیدکننده، بارانداز میانی و خرده فروش) میپردازند.
فهیم نیا39 و همکاران [39] یک مدل تولید-توزیع در حالت قطعی بوسیله یکپارچه کردن طرحهای تولید و توزیع برای یک زنجیره تامین سه سطحی (شامل تولیدکنندگان، مراکز توزیع و مشتریان)، چندمحصولی و چنددورهای که در آن علاوه بر ارسال کالا به وسیله مراکز توزیع، ممکن است کالا به صورت مستقیم از تولیدکننده به مشتری تحویل داده شود ارائه میدهند.
موسی40 و همکاران [40] به منظور حداقل کردن هزینههای حمل و نقل در یک زنجیره تأمین سه سطحی (شامل تولیدکنندگان، مراکز توزیع و مشتریان) به بررسی مسأله مسیریابی وسایل نقلیه
میپردازند. هدف از مسأله مسیریابی وسایل نقلیه در این تحقیق تعیین استراتژی مورد استفاده برای توزیع محصولات میباشد. در این تحقیق عملیات مربوط به استراتژی فرابارانداز توسط مراکز توزیع صورت میگیرد. همچنین از یک الگوریتم مورچگان41 به منظور حل مسئله مذکور استفاده شده است.

2-4- یکپارچه کردن مسیریابی و زمانبندی وسایل نقلیه و استراتژی فرابارانداز

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید