دانشگاه قم
دانشکده الهیات و معارف اسلامی
پایان نامه دوره کارشناسی ارشد رشته فلسفه و کلام اسلامی – فلسفه اسلامی
عنوان:
ترجمه،گزارش و تحلیل کتاب
لباب الاشارات و التنبیهات
فخر رازی «نمطهای دهگانه»
استاد راهنما:
دكتر احمد عابدی
نگارنده:
عبدالمجید علی محمدی
زمستان 1393
تقدیم به:
به بانوی کرامت، خواهر آفتاب، مهتاب تاریکیهای نادانی،
مهربان گیتی که بر این سایهنشین دیوار حرم، همواره مادری میکند.
تحفهای ناقابل، خدمت علیا مخدره حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها

تشکر و قدردانی
حمد و سپاس خداي را كه توفيق كسب دانش و معرفت را به ما عطا فرمود. در اين‌جا بر خود لازم مي دانم، از تمامي اساتيد بزرگوار به ويژه اساتيد دوره كارشناسي ارشد، كه در طول ساليان گذشته مرا در تحصيل علم و معرفت و فضائل اخلاقي ياري نموده اند تقدير و تشكر نمايم.
از استاد گرامي و بزرگوار جناب آقاي دكتر عابدی كه راهنمايي اين‌جانب را در انجام این تحقيق، پژوهش و نگارش اين پايان نامه تقبل نموده اند نهايت تشكر و سپاس گزاري را دارم.

چکیده
کتاب لباب الاشارات و التنبیهات، یکی از آثار گران سنگ فخر الدین محمد رازی است.
وی این کتاب را با عنایت به دیدگاه های کلامی خویش، به رشته تحریر در آورده است.
کتاب لباب الاشارات و التنبیهات در بخش منطق، در بر دارنده نهج های ده گانه و در بخش طبیعیات و الاهیات، در بر دارنده نمط های ده گانه است.
لباب الاشارات و التنبیهات با این‌که چکیده ای روان و گویا از کتاب اشارات و تنبیهات شیخ الرئیس ابو علی سینا است، در عین حال دیدگاه های فلسفی و کلامی فخر رازی را نیز نمایان می سازد. این اثر با ارزش، با این‌که می تواند برای طالبان فلسفه پر کاربرد باشد، اما با کمال تأسف، در گذر زمان مورد غفلت اهل فن، واقع شده است؛ از این رو پرداختن به این کتاب با ارزش، نه تنها سیری در فلسفه مشاء از دیدگاه شیخ الرئیس ابو علی سینا است، بلکه با این کتاب می توان دیدگاه های فخر رازی را نیز مطالعه کرد. در نوشتار پیش رو، نگارنده کوشیده است تا ترجمه و شرحی روان از این کتاب با عنایت به سایر آثار فلسفی و کلامی فخر رازی ارائه کند که به سبب آن مجموعه ای کامل از فلسفه مشاء شیخ الرئیس ابو علی سینا، در اختیار دوست‌داران فلسفه قرار دهد.
واژگان کلیدی: ابن سینا، فخر رازی، لباب الاشارات و التنبیهات، ترجمه، گزارش و تحلیل.
فهرست مطالب
عنوان صفحه
مقدمه1
فصل اول: کلیات و گزارش
تبیین مسأله4
پرسشهای تحقیق4
اهمیت و ضرورت تحقیق5
پیشینه تحقیق6
گزارش6
انگیزه فخر رازی از نگاشتن کتب فلسفی6
ابن سینا و کتاب اشارات و تنبیهات8
فخر رازی و کتاب اشارات و تنبیهات8
گزارشی از کار فخر رازی در لباب الاشارات و التنبیهات9
گزارش از فعالیت های انجام شده توسط نگارنده12
فصل دوم: طبیعیات
سخن در طبیعیات و الهیات15
نمط اول: تجوهُر اجسام (گوهر و حقیقت جسم)
مسأله اول: نفی جزء لایتجزا17
1-1. اجسام پیوسته هستند نه گسسته18
2-1. تقسیم وهمی، بینهایت است19
3-1. حرکت و زمان قابل تقسیم هستند19
مسأله دوم: اثبات هیولی19
1-2. هیولی اندازههای گوناگون از اجسام را میپذیرد21
مسأله سوم: محال و ممتنع است که جرم از هیولی خالی و بینیاز باشد21
1-3. تناهی ابعاد21
2-3. عدم انفکاک صورة جسمیّه از شکل22
3-3. اشکال به ابطال فرض اول که نفس جسمیّت علت شکل باشد23
4-3. اشکال دوم بر نیاز جسمیت به محل24
مسأله چهارم: نسبت هیولی به صورت؛ محال است هیولی از صورت جسمیه خالی باشد25
مسأله پنجم: هیولی همراه صورت جسمیه و صورتهای دیگر است25
1-5. اثبات صورت نوعیه25
مسأله ششم: هیولی و صورت26
1-1-6. ابطال علت تامه بودن صورت برای هیولی27
2-1-6. ابطال علت بودن هیولی برای صورت به دو دلیل28
3-1-6. ابطال این فرض که هیچ یک از هیولی و صورت در دیگری تأثیرگذار
نباشد29
2-6. نسبت هیولی و صورت29
مسأله هفتم: صفات اجسام29
1-7. سطح، خط، نقطه29
2-7. احکام مقدارها30
3-7. ترتیب وجودی مقدارها در خارج31
مسأله هشتم: خلأ31
مسأله نهم: جهت32
نمط دوم: جهات و اجسام نخستین و دومین جهات
بخش اول: فلکیات (افلاک)35
مسأله اول: اثبات فلک35
مسأله دوم: صفات فلک37
مسأله سوم: احکام کلی اجسام38
مسأله چهارم: احکام میل39
مسأله پنجم: بیان بقیه صفات فلک42
بخش دوم: عنصریات (اجسام عنصری)45
مسأله اول: نیروی اجسام عنصری45
مسأله دوم: صفات عناصر (خاک، آب، هوا، آتش)46
1-2. علت نظام طولی عناصر46
2-2. اثبات کون و فساد در عناصر46
3-2. عناصر اربعه ریشه کون و فساد هستند47
4-2. کیفیت تولد مرکبات از این عناصر چهارگانه48
5-2. کیفیت تولد صورتهای محسوس از عناصر چهارگانه48
6-2. نظر فخر رازی در اثبات مزاج51
7-2. آتش محض، رنگ ندارد51
مسأله سوم: بیان حکمت خداوند در خلق عناصر52
نمط سوم: نفس ارضی و سماوی
بخش اول: بحث از ماهیت جوهر نفس54
مسأله اول: نفس همان بدن نیست54
مسأله دوم: حرکت و درک انسان به واسطه جسم و مزاج نیست بلکه با نفس است…56
مسأله سوم: وحدت نفس و کیفیت تأثیرپذیری نفس از بدن و بدن از نفس58
بخش دوم: چیزهایی که تعلق به قوه ادراکی نفس دارد58
مسأله اول: ماهیت ادراک58
مسأله دوم: بیان اقسام ادراک: حسی، خیالی، عقلی59
مسأله سوم: حواس باطنی59
1-3. اثبات حس مشترک و ردّ آن توسط فخر رازی60
2-3. اثبات قوه متوهمه و ردّ آن توسط فخر رازی61
3-3. اثبات قوه مفکره و ردّ آن توسط فخر رازی62
4-3. سخن نهایی فخر رازی: مدرک همه معانی و صور نفس است62
5-3. استدلال فلاسفه بر قوای باطنی به واسطه شواهد پزشکی63
مسأله چهارم: قوای نفس انسان64
1-4. فرق بین فکر و حدس و تعریف آن دو64
مسأله چهارم: اثبات قوه قدسیه65
مسأله پنجم: اثبات عقل فعال و بیان کیفیت افاضه معقولات66
1-5. چگونگی اتصال به عقل فعال67
مسأله ششم: نفس انسانی جسم و جسمانی نیست67
مسأله هفتم: هر مجردی، عقل و عاقل و معقول است69
1-7. اشکال اول: مقارنت، تعقل نیست71
2-7. اشکال دوم: وجود خارجی معقول، مانع از مقارنت در ذهن است71
بخش سوم: بحث از احکام قوای محرّکه انسان72
مسأله اول: اقسام قوای نباتی72
مسأله دوم: مراتب حرکات اختیاری و مبادی آنها73
مسأله سوم: حرکات افلاک، نفسانی ارادی است73
1-3. نفس فلک، دارای اراده کلی است74
2-3. نفس فلک، دارای اراده جزئی است74
مسأله چهارم: فاعل بالاراده، کاری را اراده نمیکند مگر علم یا ظن یا اعتقاد به سزاوار
بودن آن داشته باشد75
فصل سوم: فلسفه
نمط چهارم: وجود و علل آن
مسأله اول: موجود، منحصر در محسوس نیست78
1-1 علت حقه همه حقائق، به تجرد سزاوارتر است78
مسأله دوم : تبیین مغایرت ماهیت با وجود79
مسأله سوم : تبیین علتهای چهارگانه80
1-3 نظریه فخر رازی در مورد علت غائی80
مسأله چهارم: احکام علل چهارگانه81
1-4 اشکال به قول مشهور81
مسأله پنجم: تقسیم موجود به واجب لذاته و ممکن لذاته82
1-5 . اشکال اسناد ممکن به مؤثر محال است به چهار دلیل83
2-5 . جواب از چهار دلیل مذکور بر عدم اسناد ممکن به مؤثر86
مسأله ششم : اثبات واجب الوجود87
1-6 . اموری که دلالت بر سلبی بودن مفهوم وجوب دارند87
2-6 . دلائلی که دلالت دارند بر امتناعِ امر ثبوتی بودن تعین89
3-6 . رد دو فرض مذکور و اثبات ثبوتی بودن مفهوم وجوب90
4-6 . پاسخ به اشکالات مذکور91
مسأله هفتم : صفات واجب الوجود92
1-7 . اموری که بر صفت فرد بودن متفرع می شوند93
مسأله هشتم : صفات ثبوتیه و بحث های آن97
1-8 . بحث اول: صفت قادر97
2-8 . صفت مرید بودن98
3-8 . صفت علم98
4-8. تعقل کلیات توسط خداوند99
مسأله نهم : برهان صدیقین100
نمط پنجم: صنع و ابداع
مسأله اول: علت نیاز به مؤثر امکان است نه حدوث102
1-1. دلائل قائلين به قدم عالم102
مسأله دوم: هر حادثی مسبوق به زمانی است که ابتداء ندارد (زمان ازلی)105
1-2. استدلال بر وجود زمان105
2-2. اثبات زمان ازلی و حرکت ازلی106
مسأله سوم: هر محدثی قبل از حدوثش، مسبوق به ماده ممکنه است107
1-3. اشکال فخر رازی بر ابن سینا107
مسأله چهارم: ازلی بودن مؤثریت واجب تعالی108
1-4. تبیین ازلی بودن مؤثریت واجب الوجود108
2-4. دوام فیض؛ از ازل تا ابد110
3-4 قدیم بودن مؤثر و اثر111
مسأله پنجم:‌ پندارها و هشدارها112
1-5 گونه اول: بیان حدوث عالم112
2-5 گونه دوم: بیان آغاز و ابتداء داشتن حرکات112
مسأله ششم: از واحد غیر از واحد صادر نمیشود116
مسأله هفتم: تبیین حدوث ذاتی عالم116
نمط ششم: غایات و مبادی آن ها
بخش اول: غایات119
مساله اول: نفی غایت از فعل خداوند متعال119
1-1- حسن فعل نمی تواند هدف غنی باشد120
2-1- راه حل نهایی : خداوند فاعل بالعنایه است120
مساله دوم: غایت حرکات سماوی121
1-2- غایت حرکت های افلاک، تشبه به عقول است121
2-2- سخن فخر رازی122
بخش دوم: عقول123
مسأله اول: راه اول برای اثبات عقول: کثرت عقول123
1-1- نظر فخر رازی124
2-1- سخن فخر رازی در مورد تشبه نفس فلکی به عقول125
3-1- نصیحت حکیمانه126
مسأله دوم: راه دوم برای اثبات عقول: حرکت های افلاک بینهایتاند126
1-2. نیرو جسمانی نمی تواند مبدأ حرکت های بی نهایت شود127
2-2. نظریه فخر رازی (اشکالات فخر رازی به ابن سینا)129
3-2. مناقشه فخر رازی با ابن سینا و رفع یک تناقض129
4-2. بطلان نظریه متحرک بالعرض بودن، محرک های افلاک130
مسأله سوم: راه سوم برای اثبات عقول131
1-3. معلول اول، عقل محض است131
2-3. هر جسم کروی که به دور خود میچرخد، ویژگی خاصی دارد که مبدأ حرکتش شده است131
مسأله چهارم: راه چهارم برای اثبات عقول133
1-4. هیچ یک از کرات سماوی علت برای دیگری نیست133
2-4. هیچ یک اجسام علت برای جسم دیگر نیست134
بخش سوم: ترتیب نظام هستی135
مساله اول: بیان مراتب وجود135
مسأله دوم: تبیین نظام طولی عالم135
مساله سوم: دلائل فخر رازی در رد قاعده الواحد137
مساله چهارم: بیان کیفیت وجود عناصر140
1-4. اشکال فخر رازی به ترتیب مذکور در عالم عنصری140
نمط هفتم: تجرید
بخش اول : نفس143
مسأله اول: نفس غیر از بدن است143
دلیل اول تجرد نفس ناطقه143
دلیل دوم بر تجرد نفس ناطقه144
دلیل سوم بر تجرد نفس ناطقه144
دلیل چهارم بر تجرد نفس ناطقه144
مساله دوم: بقاء نفس بعد از مرگ بدن146
مسأله سوم: بطلان اتحاد نفس ناطقه با معقول خود و تبیین نظریه ارتسام صورتهای عقلی147
بخش دوم : علم148
مسأله اول : تقسیم معقولات به فعلی و انفعالی148
مسأله دوم : احاطه علمی واجب الوجود به جمیع موجودات149
مسأله سوم : مراتب ادراک149
مسأله چهارم : علم حق تعالی به جزئیات به نحو کلی است150
1-4 تغییر علم با تغییر معلوم151
مسأله پنجم : علم عنایی152
بخش سوم : کیفیت دخول شر در قضای الهی152
1-5- درجات و مراتب نفوس153
2-5- عدم جواز رها کردن خیر بسیار به دارا بودن اندکی شر154
3-5- قضا و قدر و مساله کیفر154
4-5- نظر فخر رازی در مورد قدر155
فصل چهارم: عرفان
نمط هشتم: بهجت و سعادت
مسأله اول: لذتهای باطنی قویتر و شریفتر از لذتهای حسی و ظاهری هستند158
مسأله دوم: تعریف لذت و رنج159
1-2. نسبی بودن خیر و شر159
2-2. اشکال به تعریف لذت و پاسخ به آن160
3-2. تعریف لذت به گونه ای که نقضی بر آن وارد نشود160
مسأله سوم : اثبات لذت عقلیه و اشرف بودن لذت عقلیه از لذت حسیه161
1-3. اشکال به حصول لذت عقلیه و پاسخ از آن162
2-3. بیان نظریه فخر رازی بر مغایرت لذت و ادراک163
مسأله چهارم : نفس بعد از مرگ از ملکات نفسانی رنج می برد163
مسأله پنجم : مراتب ارواح164
1-5- نظریه فخر رازی درباره تکامل برزخی اشقیاء165
2-5- مراتب ارواح طبق عقل عملی166
مسأله ششم: کیفیت ابتهاج و لذت موجودات مجرد166
نمط نهم: مقامات عارفان
نظر فخر رازی در مورد این نمط………………………………………………………………………………………169
مسأله اول : تعریف زاهد، عابد و عارف169
مسأله دوم : هدف عارف و غیر عارف از زهد و عبادت169
1-2- هدف عارف تنها حق تعالی است170
2-2- مشمول رحمت بودن طالب بهشت (عابد و زاهد)170
مسأله سوم : منازل و مراحل سلوک عارفان171
1-3- مرحله اول : اراده171
2-3- مرحله دوم : ریاضت171
3-3- مرحله سوم : وقت172
4-3- مرحله چهارم: توغّل173
5-3- مرحله پنجم: استیفاز173
6-3- مرحله ششم: انقلاب173
7-3- مرحله هفتم: تغلغل173
8-3- مرحله هشتم: مشیّت174
9-3- مرحله نهم: تعریج174
10-3- مرحله دهم: تردد174
11-3- مرحله یازدهم: وصول174
مسأله چهارم : بیان درجات تزکیه175
مسأله پنجم : هدف از تحصیل عرفان175
مسأله ششم : آستان حضرت حق، دست یافتنی نیست176
نمط دهم: اسرار الآیات
مسأله اول: توانایی عارف بر ترک طولانی مدت غذا خوردن178
مسأله دوم: توانایی عارف بر انجام کارهای دشوار179
مسأله سوم: عارف از غیب خبر می دهد179
مسأله چهارم: سبب خواب دیدن (رویا)180
1-4 تفاوت مشاهده ها در خواب و بیداری181
2-4 مشاهده عوالم غیبی در بیداری182
3-4 اثری که از اتصال نفس به عقول مفارق حاصل میشود مختلف است184
مسأله پنجم: بعید نیست که عارف در طبایع و عناصر کارهای خارق العاده انجام دهد185
نتیجهگیری187
فهرست منابع و مآخذ…………………………………………………………………………………….191
Abstract195
مقدمه
یکی از منابع مهم و با ارزش فلسفه مشاء، کتاب اشارات و تنبیهات شیخ الرئیس ابو علی سینا است. بسیاری از فلاسفه، بر این کتاب شرح نوشته و بسیاری دیگر، استفاده های علمی برده اند. یکی از شرح های این کتاب، شرح فخر رازی است. فخر رازی، یکی از متکلمین بزرگ اشعری است. وی با این‌که در فلسفه بسیار قلم فرسایی کرده، اما رابطه خوشی با فلسفه ندارد، از این رو در شرح خود بر اشارات و تنبیهات، ایرادها و اشکال های فراوانی به ابن سینا می کند. چنان‌که در کتاب اعتقادات فرق المسلمین و المشرکین می گوید: «خداوند به من توفیق داد کتاب هایی که در بردارنده ردّ فلاسفه است را بنویسم هم‌چون کتاب نهایه العقول و مباحث مشرقیه و شرح اشارات و تنبیهات1». روی کرد فخر رازی در تمامی آثارش اعم از فلسفی، کلامی و تفسیری، یک روی‌کرد کلام اشعری است و نظرات کلامی وی در همه آثارش به روشنی نمایان است.
فخر رازی، به اهمیت کتاب اشارات و تنبیهات عنایت داشته است؛ از این رو در مورد این کتاب دو گونه کار کرده؛ اول آن که این کتاب را شرح نموده است که برخی اهل دقت، آن را «جرح» نامیده اند. دوم آن که این کتاب را تلخیص نموده و چکیده ای از آن ارائه کرده است. هر چند او در مقدمه خود بر کتاب لباب الاشارات و التنبیهات می گوید: من فقط چکیده اشارات و تنبیهات ابن سینا را ارائه می دهم و کاری به صحیح و فاسد آن ندارم، اما از آن روی که فخر رازی چنین روحیه ای ندارد در همه نمط های ده گانه بر کلام شیخ، ایراد گرفته و در بسیاری موارد، نظرات شخصی خویش را بیان نموده است. البته گفتی است که این اظهار نظرها، دوگونه است: در برخی موارد، با عبارت هایی هم چون «أنا اقول»، نظر خویش را بیان می دارد که در این موارد جداسازی نظر فخر رازی از نظر ابن سینا برای همه میسر است. اما در برخی موارد، فخر رازی نظر خویش را در قالب اشاره و تنبیه بیان می دارد؛ در این موارد جدا سازی نظر فخر رازی از نظر ابن سینا تنها بر خواننده زیرک و دارای شامه قوی فلسفی، امکان پذیر است. جداسازی نظرات فخر رازی از نظرات ابن سینا در این پایان نامه، انجام شده است.
با توجه به این که این کتاب، خلاصه و چکیده کتاب گران سنگ اشارات و تنبیهات ابن سینا است، می توان با مطالعه لباب الاشارات و التنبیهات، یک دوره فلسفه مشاء، از طبیعیات گرفته تا فلسفه و عرفان را با تکیه بر دیدگاه های فلسفی، کلامی فخر رازی مطالعه نمود. ولی با کمال تأسف، این کتاب در پرتو شرح های گوناگونی که بر اشارات و تنبیهات نوشته شده، به ویژه شرح فخر رازی و نیز با گذر زمان، مورد غفلت قرار گرفته است، در حالی که کتاب لباب الاشارات و التنبیهات، تنها اثری است که به طور خلاصه اما کامل، یک دوره فلسفه مشاء را در خود جای داده است. بنابراین این کتاب، به دلیل خلاصه بودن، روان بودن و جامع بودن؛ هم از اشارات و تنبیهات و هم از شرح های اشارات و تنبیهات، بهتر است.
شاید برای بسیاری، خواندن اشارات و تنبیهات آن هم، با شرح های مفصل و پر از اشکال و جواب که توسط فخر رازی، خواجه نصیر الدین طوسی و قطب الدین رازی نگاشته شده، میسر نباشد، اما لباب الاشارات و التنبیهات، با توجه به قلم روان فخر رازی و اختصار گویی او، می تواند قابل فهم و مطالعه برای دوست‌داران و طالبان فلسفه باشد.
از این رو بر خود لازم دیدم تا با ارائه ترجمه ای روان و شرحی گویا، به احیاء این کتاب ارزشمند همت گمارم، باشد که مورد پسند حق تعالی واقع گردد.
فصل اول
کلیات و گزارش
تبیین مسأله
مکتب فلسفی مشاء، توسط ارسطو پایه گذاری شد، اما در بقاء خویش، وام دار شیخ الرئیس ابوعلی سینا است. آثار شیخ، همگی گران قدر و پر ارج هستند، اما در میان همه این آثار، شیخ الرئیس عنایت ویژه ای به کتاب اشارات و تنبیهات دارد. چنان که هم در آغاز و هم در پایان کتاب، بر حفظ و صیانت از اسرار این کتاب، وصیت می کند.
در قرن ششم هجری، متکلمی زبر دست از تبار اشاعره، به اهمیت این کتاب پی می برد. او کسی نیست جز فخر الدین محمد رازی، ملقب به امام المشککین. وی ابتداء کتاب اشارات و تنبیهات را شرح می کند؛ شرحی سراسر پر از اشکال و ایراد بر مبانی و نظرات ابن سینا و دگر بار به تلخیص این کتاب می پردازد؛ تا به دور از همه آن اشکال و جواب ها، بتواند اشارات و تنبیهات را در عبارت های چکیده و روان، در اختیار دوست‌داران فلسفه قرار دهد. اما مطلبی که خواننده دقیق و زیرک متوجه می شود آن است که فخر رازی تنها در پی خلاصه کردن یا روان سازی عبارت های ابن سینا نبوده، هر چند که این هم بخشی از کار وی در این کتاب است، اما در واقع او مفاهیم و محتوای اشارات و تنبیهات ابن سینا را در اسلوب مورد پسند خویش، البته با تحفظ بر نظم منطقی ابن سینا در ارائه مطالب، به رشته تحریر در آورده است. و در بیان مطالب پای بند به عین عبارت های ابن سینا نیست و به شرح خود بر اشارات و تنبیهات بسیار نظر دارد.

پرسشهای تحقیق
1. آیا میتوان مهمترین مسائل مطرح شده در کتاب اشارات و تنبیهات ابن سینا را بدون
شرحهای موجود و در یک چکیدهای روان، به زبان فارسی از نظر گذراند؟
2. آیا فخر رازی در لباب الاشارات و التنبیهات، تنها در پی خلاصه کردن کتاب اشارات و تنبیهات ابن سینا بوده یا نظرات کلامی خود را وارد کتاب کرده است؟
3. امتیاز لباب الاشارات و التنبیهات، بر شرح اشارات و تنبیهات در چیست؟
4. تبیین لباب الاشارات و التنبیهات، چگونه امکان پذیر است؟

اهمیت و ضرورت تحقیق
کتاب اشارات و تنبیهات، با عبارت های سنگین و رمز گونه و اجمال گویی های ابن سینا، نمی تواند برای همگان مورد استفاده قرار گیرد. به همین دلیل شرح های فراوانی بر آن نگاشته شده است. کتاب هایی که به عنوان شرح الاشارات و التنبیهات نگاشته شده اند نیز، به دلیل تفصیل و حجم زیاد مطالب که شامل نزاع های مبنایی بین فخر رازی و خواجه نصیر طوسی و دیگران هستند، برای طالبان فلسفه در پاره ای موارد ملال آور و گاهی بی حاصل است. از این رو توجه به کتابی که اجمال و ابهام های اشارات و تنبیهات ابن سینا را نداشته و هم چنین تفصیل و پرگویی های شرح اشارات و تنبیهات را نداشته باشد، ضروری می نماید.
تنها کتابی که این ویژگی ها را دارد کتاب لباب الاشارات و التنبیهات فخر رازی است. لباب الاشارات و التنبیهات، حلقه مفقوده همه طالبان فلسفه مشاء است؛ از آن رو که لباب الاشارات و التنبیهات، همه فلسفه مشاء از طبیعیات تا الهیات را در برگرفته است؛ از حقیقت جسم آغاز گردیده و در اسرار آیات حق تعالی پایان می پذیرد، آن هم بدون پر گویی و بدون ابهام و اجمال. بنابر این بر آن شدم تا ترجمه ای روان و گویا البته با حفظ امانت داری و عدم دخل و تصرف در عبارت های کتاب و شرحی مختصر با توجه به نظرات فخر رازی، برای دوست‌داران و طالبان فلسفه ارائه نمایم.
پیشینه تحقیق
آن‌چه باعث تأسف است، غفلت اهل فن از این کتاب پر ارزش است. طبق تحقیقات به
عمل آمده، تا کنون هیچ ترجمه و تحلیلی از این کتاب در دسترس نیست و نوشتار پیش رو، نخستین کاری است که در مورد لباب الاشارات و التنبیهات انجام شده است.

گزارش
امام فخر الدین محمد رازی، یکی از برجسته ترین علمای جهان اسلام است. او در کلام، فلسفه و تفسیر صاحب نظر بوده و کتاب های وی در هر یک از علوم مربوط، جزء منابع دسته اول است. اما در بررسی شخصیت علمی فخر رازی، این گونه در می یابیم که او در تمامی آثارش، بر مدار کلام اشعری سخن می گوید. فلسفه‏اى كه او در آثارش عرضه داشته، فلسفه‏اى از نوع خاصّ و به شدّت متأثّر از آراء كلامى است كه در آن اصول و براهين فلسفى تا آن جا مورد قبول و اعتبارند كه با عقايد كلامى در تعارض نباشد و إلّا هر جا ميان قواعد فلسفى با مبانى كلام اشعرى تعارضى روى دهد، او جانب متكلّمان را مى‏گيرد و آراء فلاسفه را مورد تخطئه قرار مى‏دهد. او در آثار فلسفى اش در مسائل مهمّى از قبيل: اثبات هيولى، اثبات صور نوعيّة ؛ امتناع اجتماع فعل و قبول در شى‏ء بسيط؛ عينيّت وجود و ماهيّت در واجب؛ مسبوقيّت حادث به مادّه؛ قاعده «الواحد لا يصدر عنه إلّا الواحد» و امتناع صدور كثير از واحد و امثال اين ها، به خاطر جانب دارى از آراء متكلّمان اشعرى به ابطال اصول مورد اتّفاق فلاسفه مى‏پردازد.

انگیزه فخر رازی از نگارش کتب فلسفی
كلام اشعرى كه توسّط بنيانگذار آن، ابو الحسن على بن اسماعيل اشعرى (متوفاى 324 ه. ق.) به عنوان واكنشى بر عليه مكتب عقل گراى معتزله آغاز گرديد، در آغاز كار خود براى آن كه پاي بندى خود را در مسائل اعتقادى به سنّت و شريعت اثبات كند و مطابق با ظاهر آيات و اخبار سخن بگويد، از به كار بردن مفاهيم و براهين منطقى و فلسفى پرهيز كرد. امّا متكلّمان اشعرى در دوره‏هاى بعد به زودى دريافتند كه براى دفاع از عقايد خود، چاره‏اى جز تمسّك به دلايل عقلى محكم ندارند و با سخنان عاميانه براى هميشه نمى‏توان در برابر مخالفانى كه به سلاح منطق و فلسفه مجهزند، مقاومت كرد. روى اين حساب به فكر افتادند تا علم كلام را به دلايل عقلى محكم، مجهّز سازند. اين كار با قاضى ابو بكر باقلانى (متوفاى 403 ه. ق.) شروع شد و او به قول ابن خلدون:
«به وضع مقدّماتى عقلى پرداخت كه ادلّه و افكار و نظريّات بر آن‌ها متوقّف مى‏گرديد، از قبيل: اثبات جوهر فرد و خلأ و اين‌كه عرض قائم به عرض نیست و در دو زمان باقى نمى‏ماند و امثال اين‌ها از مسائلى كه ادلّه ايشان بر آن‌ها متوقّف بود و اين قواعد را از لحاظ وجوب اعتقاد به آن‌ها تابع عقايد ايمانى قرارداد … آن‌گاه پس از قاضى ابو بكر باقلانى، امام الحرمين ابو المعالى پديد آمد و در همين راه كتاب «شامل» را نوشت و اين راه را توسعه داد و به شرح و بسط آن پرداخت. سپس راه مزبور را در كتاب «ارشاد» تلخيص كرد و مردم آن را به منزله راهنماى عقايد خويش شمردند و مورد استفاده قرار دادند.
پس از چندى علم منطق، در ميان ملّت اسلام انتشار يافت و مردم به خواندن آن پرداختند و ميان آن و علوم فلسفى تفاوت گذاشتند، بدين سان كه منطق، تنها قانون و معيارى براى ادلّه ‏باشد و هم‌چنان كه مسائل ديگر را با منطق مى‏آزمايند؛ ادلّه را نيز با آن مى‏سنجند و از آن پس قواعد مقدّماتى فنّ كلام را كه پیشینیان وضع كرده بودند مورد نظر و تحقيق قرار دادند و با بسيارى از آن ها به وسيله براهينى كه آن ها را راهنمائى كرده بود، مخالفت كردند و چه بسا كه بسيارى از براهين ايشان برگرفته از كلام فلسفی در مباحث طبيعيّات و الهيّات بود … و نخستين كسى كه در طريقه كلام بر اين منهج و شيوه به تأليف پرداخت غزالى بود و امام ابن الخطيب فخر رازى ‏از او پيروى كرد.»2.

ابن سینا و کتاب اشارات و تنبیهات
یکی از مهم ترین منابع مکتب فلسفی مشاء، کتاب اشارات و تنبیهات شیخ الرئیس ابو علی سینا است. این کتاب برخلاف سایر آثار ابن سینا دارای فصل بندی دقیق است که در بخش منطق ده نهج و در بخش فلسفه ده نمط گنجانده شده و اشاره، تنبیه، تبصره، وهم از عناوین هر یک از نهج ها و نمط هاست. با این‌که ابن سینا جامع بین معقول و منقول است، اما هرگز در بحث های عقلی از آیات و روایات استفاده نکرده است. اگر از ابتداء اشارات و تنبیهات تا آخر آن را مطالعه کنیم حتی یک آیه قرآن نمی یابیم مگر خاتمه کتاب که می گوید: «کفی بالله وکیلا»3. این کمال هنر نمایی ابن سینا است که معقول را با منقول خلط نمی کند و در بحث عقلی، صرفا عقلی بحث می‌کند.
نکته مهم دیگری که در اشارات و تنبیهات، خود نمایی می کند؛ این است که ابن سینا، بر خلاف سایر آثارش از ریاضیات بحث نمی کند و به جای آن، از عرفان سخن به میان می آورد. همین نشان گر فاصله گیری ابن سینا از مکتب عقلی محض مشاء ارسطوئی و بهره گیری از افکار نو افلاطونی است. همین مطلب را می توان در نمط دهم آن‌جا که ابن سینا از حکمت متعالیه سخن می گوید، می توان فهمید.

فخر رازی و کتاب اشارات و تنبیهات
فخر رازی، ابن سینا را بهترین فیلسوف مکتب مشاء معرفی می کند4. همین اعتقاد برای یک متکلم اشعری کافی است تا برای فلسفی کردن کلام اشعری به آثار ابن سینا به ویژه اثر برجسته او یعنی اشارات و تنبیهات، روی بیاورد. فخر رازی به عمق علمی اشارات و تنبیهات پی برده بود؛ به همین دلیل یک بار آن را شرح می کند و در شرح خود در هیچ مسأله ای ابن سینا را از تیرهای سهمگین اشکال هایش بی نصیب نمی گذارد و دیگر بار به تلخیص و تهذیب آن، تحت عنوان لباب الاشارات و التنبیهات، همت می گمارد که اگر کسی توان مطالعه شرح اشارات و تنبیهات او را نداشت، کتاب لباب الاشارات و التنبیهات را مطالعه کند.

گزارشی از کار فخر رازی در لباب الاشارات و التنبیهات
فخر رازی در مقدمه خود بر این کتاب بیان می کند که به دنبال خلاصه کردن اشارات و تنبیهات است و کاری به صحیح و فاسد آن ندارد مگر این که در برخی موارد مطالبی را بیان کند. اما آن هنگام که لباب الاشارات و التنبیهات به طور دقیق مطالعه شود، خواهیم دید که فخر رازی تنها در پی خلاصه کردن یا روان سازی عبارت های ابن سینا نبوده، هر چند که این هم بخشی از کار وی در این کتاب است، اما در واقع او مفاهیم و محتوای اشارات و تنبیهات ابن سینا را در اسلوب مورد پسند خویش، البته با تحفظ بر نظم منطقی ابن سینا در ارائه مطالب، به رشته تحریر در آورده است. او در بیان مطالب پای بند به عین عبارت های ابن سینا نیست و به شرح خود بر اشارات و تنبیهات بسیار نظر دارد.
فخر رازی در شرح خود بر اشارات و تنبیهات، در قید و بند عبارت های ابن سینا بوده است، از این رو با همان بیان و بنان ابن سینا در شرح مطالب، پیش رفته است. اما در لباب الاشارات و التنبیهات، چون قلم از خود فخر رازی است در هر مطلبی استدلال را طبق روش خود تبیین می کند. از این رو به چند نمونه اشاره می نمایم و تفصیل آن ها در ترجمه و تبیین نمط ها خواهد آمد:
1- در نمط اول، فخر رازی مثال صفحهای که مرکب از اجزاء غیرقابل تجزیه باشد، را در کتاب مباحث المشرقیه به عنوان برهان ششم در ابطال جزء لایتجزی آورده است.5
2- در نمط دوم، استدلال ابن سینا بر اثبات مزاج را ابطال می کند. در این راستا همان اشکال هایی که در شرح اشارات و تنبیهات بیان کرده را همین جا می آورد.
3- در نمط سوم، فخر رازی برای اثبات تجرد نفس، از استدلال ها و عبارت های کتاب النفس و الروح و شرح قواهما بسیار بهره می گیرد. او آن گاه که حواس باطنی را تبیین می کند، بر خلاف دیدگاه ابن سینا، همه آن ها را ابطال می کند و در پایان می گوید: مدرک تمامی این معانی و صور، نفس است.
4- فخر رازی در نمط چهارم، از استدلال های خود در کتاب البراهین در علم کلام و کتاب الاربعین فی اصول الدین، فراوان بهره برده است.
5- فخر رازی در ابتدای نمط پنجم، طبق مبنای شیخ می گوید: علت نیاز به مؤثر امکان است نه حدوث، سپس برای اثبات این مدعا، نه دلیل اقامه می کند. این ترتیب در کتاب اشارات ابن سینا وجود ندارد، بلکه فخر رازی این نحوه بیان و ترتیب گفتار را از کتاب «المطالب العالیه من العلم الالهی، جلد چهار، مقاله دوازده، فی بیان ان کون العالم ازلیا لایقتضی استغنائه عن المؤثر» ، آورده است.
6- در نمط ششم علاوه بر اشکالات بسیار، قاعده «الواحد لا یصدر عنه الا الواحد» را با استدلال های قرآنی رد می کند. این جا به تفسیر مفاتیح الغیب که معروف به تفسیر کبیر است، پناه برده است. فخر رازی از جمله متکلمین اشعری است که این قاعده را نمی پذیرد. از همین رو در نمط ششم، ترتیب نظام طولی عالم را طبق مبنای ابن سینا نپذیرفته و به شدت این قاعده را رد می کند. فخر رازی با تمسک به استدلال های عقلی و آیات قرآنی، اثبات می کند که همه مخلوقات صادر از جانب خداوند متعال هستند؛ اعم از مخلوقات مادی و مجرد و اعم از عالم علوی و سفلی همه به طور مستقیم، مستند به خداوند متعال اند. نه این که عالم عنصری از عقل فعال(عقل دهم) صادر شود و بقیه عقول به ترتیب از عقل بالاتر خود و آن‌چه از خداوند متعال صادر شده فقط عقل اول باشد. فخر رازی معتقد است؛ این سخن بر خلاف نص صریح آیات قرآنی است.
7- در پایان نمط هفتم، ابن سینا بحث قضا و قدر را مطرح می کند و به اختیار بندگان قائل می شود. اما فخر رازی در لباب الاشارات و التنبیهات، در پایان نمط هفتم، بر مبنای اشاعره، بحث جبر را تحت عنوان «اشاره» مطرح می کند و بر اثبات جبر استدلال می کند و می گوید: عقاب و پاداش نیز جزء قدر است. این دلیل که به عنوان اشاره مطرح شده، همان برهان هشتم است که فخر رازی در «المطالب العالیه من العلم الالهی، جلد نه، باب الاول: فی تقریر الدلائل العقلیه علی ان افعال العباد کلها بتقدیر الله، وان العبد غیر مستقل بالفعل و الترک» بیان کرده است.
8- در نمط هشتم، ابن سینا تکامل برزخی را برای اشقیاء نمی پذیرد؛ اما فخر رازی طبق مبنای اشاعره که خلود در جهنم را قبول ندارند، قائل می شود که اشقیاء نیز تکامل برزخی دارد و در نهایت به سعادت می رسند.
9- در سرآغاز نمط نهم، فخر رازی می گوید: هر آنچه در این نمط است همگی زیبا است و انتخاب بخش هایی از آن بس دشوار است و من خوش رائحه تر ین‌ها را بر می گزینم. این سخن در حالی است که اگر به اشارات و تنبیهات ابن سینا، نگاه کنیم خواهیم دید که فصل چهارم در اثبات نبوت و ضرورت وجود شریعت است. اما فخر رازی این بحث را نیاورده است با این که تا پیامبر و شریعت نباشد عرفان بی معنا است.
10- اما در نمط دهم فخر رازی از شخصی سخن به میان می آورد که نشان دهنده تأثیر پذیری فخر رازی از اوست. آن شخص، ابوالبرکات بغدادی، صاحب کتاب «المعتبر فی الحکمه» است. او قبل از فخر رازی کتاب هایی در رد ابن سینا نوشته است. شیخ شهاب الدین یحیی سهروردی در «المشارع و المطارحات » از ابوالبرکات به عنوان طبیب متشبه به حکما نام برده و گفته های او را «هذیانات قبیحه» خوانده است6.
نکته
با توجه به آثار فخر رازی او را این گونه می یا بیم که در بیان مطالب علمی بنا بر موجز گویی ندارد؛ چنان‌که در المطالب العالیه، مفاتیح الغیب، مباحث المشرقیه، شرح اشارات و تنبیهات و بسیاری دیگر از کتاب هایش، مطالب علمی را به طور کامل شرح و بسط می دهد. اما در لباب الاشارات و التنبیهات، بنابر گزیده گویی و اختصار دارد. از همین رو گاهی مطالب دچار ابهام و ایهام گردیده است. از این رو تنها راهی که برای تبیین این کتاب باقی می ماند، مراجعه به سایر آثار فخر رازی و سیر در آن هاست.

گزارش از فعالیت های انجام شده توسط نگارنده
گستردگی کار، کهن بودن متن عربی، موجز و مختصر بودن عبارت ها، روحیه تشکیکی فخر رازی، پر بار بودن و سنگینی علمی کتاب لباب الاشارات و التنبیهات، ترجمه و تبیین این کتاب را بس دشوار نموده است. بعد از تلاش های فراوان، توفیقهای حاصل شده از این قرار است:
1- با توجه به این که هیچ ترجمه، شرح و گزارشی از کتاب لباب الاشارات و التنبیهات، تاکنون ارائه نشده؛ این کار اولین کاری است که در مورد این کتاب انجام شده است. بنابراین در ترجمه این اثر، هیچ منبعی وجود نداشته است که رو نویسی صورت گرفته باشد، بلکه این کار یک کار بدیع و بی سابقه است.
2- ترجمه ای روان و گویا، البته با حفظ امانت داری و دخل و تصرف نکردن در عبارت های کتاب و استفاده از اصطلاحات فلسفی و عدم



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید