دانشكده علوم تربيتي و روان شناسي
گروه آموزشي روانشناسی
پایان‌نامه
جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد
رشته روانشناسی تربیتی
عنوان
ارتباط بین سبکهای هویت وسلامت اجتماعی: با نقش واسطهای گرایش به تفکر انتقادی در دانشجویان
استاد راهنما
دکتر غلامرضا صرامی
استاد مشاور
دکتر پروین کدیور
دانشجو
ریحانه رشیدی
بهمن ۱۳93
دانشکده رواشناسی و علوم تربیتی
صورتجلسه دفاع از پایان‌نامه
(فرم اصلاحات نهایی)
جلسه دفاع از پایان‌نامه خانم ریحانه رشیدی
دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی
با عنوان: ارتباط بین سبکهای هویت وسلامت اجتماعی: با نقش واسطهای گرایش به تفکر انتقادی در دانشجویان
در ساعت12 روز شنبه مورخ 25/11/93 سالن آمفی تئاتر دانشکده (در کرج) با حضور کمیته‌ای مرکب از استاد راهنما، اساتید مشاور، اساتید داور و مدیر گروه (نماینده شورای تحصیلات تکمیلی) برگزار گردید.کمیته مذکور پس از شنیدن گزارش دانشجو و چگونگی پاسخگویی نامبرده به پرسش‌های مطرح شده در ارتباط باپایان‌نامه یادشده، پایان نامه فوق الذکر…………………75/18……..و با درجه ……….عالی…………مورد تایید نهایی قرار داد. و هیئت محترم داوران پس از انجام اصلاحات پایان نامه مذکور را مورد تایید نهایی قرار دادند.
۱. استاد راهنما: دکتر غلامرضا صرامی
۲. استاد مشاور: دکتر پروین کدیور
۳. استاد داور: دکتر مهدی عرب زاده
مدیر گروه و نماینده شورای تحصیلات تکمیلی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی:
تقدیم به:
خدایی که آفرید
انسان را، عقل را، علم را، معرفت را، عشق را
و به کسانی که عشقشان را در وجودم دمید.
تقدیم به:
روح پاک پدرم که عالمانه به من آموخت تا چگونه در عرصه زندگی، ایستادگی را تجربه کنم.
و به مادرم، دریای بی کران فداکاری و عشق که وجودم برایش همه رنج بود و وجودش برایم همه مهر بود نه میتوانم موهایش را که در راه عزت من سفید شد، سیاه کنم و نه برای دستهای پینه بسته اش که ثمره تلاش برای افتخار من است، مرهمی دارم. امروز هستیام به امیداوست و فردا کلید باغ بهشتم در رضای او. پروردگارا :توفیقم ده که هر لحظه شکر گزارش باشم و ثانیه های عمرم را در عصای دست بودنش بگذرانم.
تقدیر: از استاد با کمالات و شایسته؛ جناب آقای دکتر غلامرضا صرامی که در کمال سعۀ صدر، با حسن خلق و فروتنی، از هیچ کمکی در این عرصه بر من دریغ نکردند و زحمت راهنمایی این پایاننامه را بر عهده گرفتند؛ از استاد صبور و مهربانم، خانم دکتر پروین کدیور، مدیریت محترم کرسی گروه، که زحمت مشاوره این پژوهش را در حالی متقبل شدند که بدون مساعدت ایشان، این پروژه به نتیجه مطلوب نمیرسید؛و از استاد فرزانه و دلسوز؛ جناب آقای دکتر مهدی عربزاده که زحمت داوری را متقبل شدند؛ کمال تشکر و قدردانی را دارم.
با سپاس بی دریغ خدمت دوستان گران مایهام خانمها سحر موسیوند، فهیمه نظام الاسلامی, که مرا صمیمانه و مشتقانه یاری دادهاند. وتشکر از همه کسانی که لحظه ای بعد انسانی و وجدانی خود را فراموش نمی کنند و بر آستان گرانسنگ انسانیت سر فرود می آورند و انسان را با همه تفاوتهایش ارج مینهند.
چکیده
تفکر انتقادی، تفکری هدفمند، خودگردان، منطقی، استدلالی، مسئولانه، باهدف شناخت است که بستری از ارزیابی، تفسیر،تحلیل و توضیح؛ شواهد، مدارک، چهارچوبها….را جهت قضاوتگری برای اتخاذ تصمیم صحیح فراهم میکند. هدف پژوهش حاضر شناسایی نقش واسطهای گرایش به تفکر انتقادی بین سبکهای هویت و سلامت اجتماعی است. در همین راستا مدلی ارائه گردید که در آن سبکهای هویت به عنوان متغیر برون‌زاد(مستقل)، تفکر انتقادی به عنوان متغیر واسطه‌ای، و سلامت اجتماعی به عنوان متغیر درون‌زاد(وابسته) درنظر گرفته شدند. مشارکت‌کنندگان این پژوهش، 350 نفر از دانشجویان دانشگاه خوارزمی تهران بودند که توسط پرسشنامهی تفکر انتقادی ریکتس، و پرسشنامه سبکهای هویت (ISI 6G ) و پرسشنامهی سلامت اجتماعی کیینز مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای بررسی اثر مستقیم و غیرمستقیم سبکهای پردازش هویت بر سلامت اجتماعی از روش رگرسیون سلسه مراتبی، و از نرمافزار SPSS جهت تجزیه و تحلیل استفاده شد. برای تعیین پایایی پرسش‌نامه‌ها ازتتای ترتیبی و جهت احراز روایی مقیاس‌ها از تحلیل عوامل استفاده شد. نتایج حاصل نشان داد که سبک هویت اطلاعاتی و هنجاری با هر یک از مولفههای سلامت اجتماعی رابطهمستقیم و مثبت را دارا بودند و این نسبت در افراد دارای سبک هویت اطلاعاتی بیشتر بود ضمن اینکه رابطهی سبک هویت سردرگم/اجتنابی با هر یک از متغیرهای پژوهش منفی بود. در خصوص نقش گرایش به تفکر انتقادی، در افرادی که در برخورد با مسائل از شیوهی هویت اطلاعاتی استفاده میکنند به طور مستقیم وغیرمستقیم (با واسطهگر بودن تفکر انتقادی) قادر به پیشبینی مولفههای سلامت اجتماعی هستند. در کل نتایج یافتهها مبین آن بود که افرادی با هویتی اطلاعاتی نسبت به افردی که از دو سبک دیگر استفاده میکنند سلامت اجتماعی بیشتری را دارا هستند و افرادی با سبک هویتی سردرگم/اجتنابی به دلیل پایین بودن میزان استفاده از تفکر و ارزیابی اطلاعات، نسبت به دو سبک دیگر از نمره سلامت اجتماعی پایینتری برخوردار بودند. با توجه به این نتایج، پیشنهاد میگردد آموزش تفکر انتقادی با توجه به تنوعات دستاوردهای فرهنگی و علمی، آموزش مهارتها و به کارگیری تفکر انتقادی جزء لاینفک برنامههای آموزشی و تربیتی باشد و بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد.
کلید واژه: سبکهای هویت، گرایش به تفکر انتقادی، سلامت اجتماعی
فهرست مطالب
عنوان: صفحه
چکیدهب‌
فهرست مطالبت‌
فهرست جدول‌هاج‌
فهرست تصاویر و نمودارهاد‌
فصل اول: کلیات پژوهش9
1-1. مقدمه10
1-2. بیان مسئله12
1-3. اهداف و فرضیههای پژوهش17
۱-4. اهمیت و ضرورت پژوهش17
1-5. تعريف‌های نظری 20
1-6. تعريف‌های عملیاتی24
فصل دوم: مباني نظري و پیشینه پژوهش25
2-1. مقدمه26
۲-2. سلامت26
۲-3. سلامت اجتماعیError! Bookmark not defined.
2-4. هویت31
– اریکسون32
-مارسیا35
-. برزونسکی39
2-5. رابطه سلامت اجتماعی و سبکهای هویت42
2-6. تفکر انتقادی46
2-7. مهارتها و تمایلات تفکر انتقادی50
2-8. رابطه تفکر انتقادی و سبکهای هویت53
2-9. پژوهشهای انجام شده در داخل و خارج از کشور53
2-10. جمع بندی63
فصل سوم: روش پژوهش66
3-1. مقدمه67
۳-۲.جامعه آماری67
3-۳. نمونه آماری و روش نمونهگیری67
۳-۴.نوع و روش پژوهش67
3-5. ابزارهای اندازهگیری 67
۳-6. پایایی پرسشنامهها71
3-7. روشجمعآوری اطلاعات73
۳-8. روش تجزیه و تحلیل دادهها73
فصل چهارم: یافته‌های پژوهش76
4-1. مقدمه77
۴-۲. مفروضهی نرمال بودن 78
4-3. مفروضهی خطی بودن تفکر انتقادی و سلامت اجتماعی78
۴-4. مفروضهی خطی بودن سبکهای هویت و سلامت اجتماعی 81
4-5. مفروضهی خطی بودن سبکهای هویت وتفکر انتقادی84
۴-6. بررسی فرضیهها 87
4-7. یافتههای فرضیه اول پژوهش87
۴-8. یافتههای فرضیه دوم پژوهش110
4-9. یافتههای فرضیه سوم پژوهش134
فصل پنجم: بحث، نتیجه‌گیری و پیشنهاد‌ها160
5-1. مقدمه161
۵-۲.نتایج یافتههای فرضیه اول161
۵-۳. نتایج یافتههای فرضیه دوم165
۵-5. محدویت پژوهش167
۵-6. پیشنهادهای پژوهش167
منابع169
پیوست‌ها177
پیوست 1.پرسشنامه های پژوهش178
فهرست جدول‌ها
4-2-1-مفروضه نرمال بودن متغیرها 77
4-3-1- مفروضه خطی بودن تفکر انتقادی، خلاقیت، سلامت اجتماعی78
4-3-2- نمره کل خلاقیت با مولفههای سلامت اجتماعی78
4-3-3- مفروضه خطی بودن تفکر انتقادی، بالندگی، سلامت اجتماعی79
4-3-4- نمره کل بالندگی با مولفههای سلامت اجتماعی79
4-3-5- مفروضه خطی بودن تفکر انتقادی، تعهد، سلامت اجتماعی80
4-3-6- نمره کل تعهد با مولفههای سلامت اجتماعی80
4-4-1- مفروضه خطی بودن سلامت اجتماعی با سبک هویت اطلاعاتی81
4-4-2- نمره کل بین مولفههای سبک هویت اطلاعاتی با سلامت اجتماعی81
4-4-3- مفروضه خطی بودن سلامت اجتماعی با سبک هویت هنجاری81
4-4-4- نمره کل بین مولفههای سبک هویت هنجاری با سلامت اجتماعی82
4-4-5- مفروضه خطی بودن سلامت اجتماعی با سبک هویت سردرگم/اجتنابی83
4-4-6- نمره کل بین مولفههای سبک هویت سردرگم/اجتنابی با سلامت اجتماعی83
4-5-1-مفروضه خطی بودن سبک هویت اطلاعاتی با تفکر انتقادی84
4-5-2- نمره کل سبک هویت اطلاعاتی با تفکر انتقادی84
4-5-3- مفروضه خطی بودن سبک هویت هنجاری با تفکر انتقادی85
4-5-4- نمره کل سبک هویت هنجاری با تفکر انتقادی85
4-5-5- مفروضه خطی بودن سبک هویت سردرگم/اجتنابی با تفکر انتقادی86
4-5-6- نمره کل سبک هویت سردرگم/اجتنابی با تفکر انتقادی86
4-7-1. محاسبه اول:ضرایب رگرسیونی سبک هویت اطلاعاتی، خلاقیت، انسجام اجتماعی87
4-7-2. محاسبه دوم:ضرایب رگرسیونی سبک هویت اطلاعاتی، خلاقیت،پذیرش اجتماعی 89
4-7-3. محاسبه سوم:ضرایب رگرسیونی سبک هویت اطلاعاتی، خلاقیت،مشارکت اجتماعی90
4-7-4. محاسبه چهارم:ضرایب رگرسیونی سبک هویت اطلاعاتی، خلاقیت، انطباق اجتماعی92
4-7-5. محاسبه پنجم:ضرایب رگرسیونی سبک هویت اطلاعاتی، خلاقیت، شکوفایی اجتماعی93
4-7-6. محاسبه ششم:ضرایب رگرسیونی سبک هویت اطلاعاتی، بالندگی ، انسجام اجتماعی95
4-7-7. محاسبه هفتم:ضرایب رگرسیونی سبک هویت اطلاعاتی، بالندگی،پذیرش اجتماعی 96
4-7-8. محاسبه هشتم:ضرایب رگرسیونی سبک هویت اطلاعاتی، بالندگی ،مشارکت اجتماعی98
4-7-9. محاسبه نهم:ضرایب رگرسیونی سبک هویت اطلاعاتی، بالندگی ، انطباق اجتماعی100
4-7-10. محاسبه دهم:ضرایب رگرسیونی سبک هویت اطلاعاتی، بالندگی ، شکوفایی اجتماعی101
4-7-11. محاسبه یازدهم:ضرایب رگرسیونی سبک هویت اطلاعاتی، تعهد، انسجام اجتماعی103
4-7-12. محاسبه دوازدهم:ضرایب رگرسیونی سبک هویت اطلاعاتی، تعهد ،پذیرش اجتماعی 104
4-7-13. محاسبه سیزدهم:ضرایب رگرسیونی سبک هویت اطلاعاتی، تعهد ،مشارکت اجتماعی106
4-7-14. محاسبه چهاردهم:ضرایب رگرسیونی سبک هویت اطلاعاتی، تعهد ، انطباق اجتماعی107
4-7-15. محاسبه پانزدهم:ضرایب رگرسیونی سبک هویت اطلاعاتی، تعهد ، شکوفایی اجتماعی109
4-8-16. محاسبه شانزدهم:ضرایب رگرسیونی سبک هویت هنجاری، خلاقیت، انسجام اجتماعی110
4-8-17. محاسبه هفدهم:ضرایب رگرسیونی سبک هویت هنجاری ، خلاقیت،پذیرش اجتماعی 112
4-8-18. محاسبه هجدهم:ضرایب رگرسیونی سبک هویت هنجاری ، خلاقیت،مشارکت اجتماعی113
4-8-19. محاسبه نوزدهم:ضرایب رگرسیونی سبک هویت ا هنجاری ، خلاقیت، انطباق اجتماعی115
4-8-20. محاسبه بیستم:ضرایب رگرسیونی سبک هویت هنجاری ، خلاقیت، شکوفایی اجتماعی116
4-8-21. محاسبه بیست و یکم:ضرایب رگرسیونی سبک هویت هنجاری، بالندگی، انسجام اجتماعی118
4-8-22. محاسبه بیست و دوم ضرایب رگرسیونی سبک هویت هنجاری ، بالندگی ،پذیرش اجتماعی 119
4-8-23. محاسبه بیست و سوم:ضرایب رگرسیونی سبک هویت هنجاری ، بالندگی ،مشارکت اجتماعی121
4-8-24. محاسبه بیست و چهارم:ضرایب رگرسیونی سبک هویت ا هنجاری ، بالندگی ، انطباق اجتماعی122
4-8-25. محاسبه بیستم و پنجم:ضرایب رگرسیونی سبک هویت هنجاری ، بالندگی شکوفایی اجتماعی124
4-8-26. محاسبه بیست و ششم:ضرایب رگرسیونی سبک هویت هنجاری، تعهد، انسجام اجتماعی125
4-8-27. محاسبه یست و هفتم:ضرایب رگرسیونی سبک هویت هنجاری ، تعهد ،پذیرش اجتماعی 127
4-8-28. محاسبه بیست و هشتم:ضرایب رگرسیونی سبک هویت هنجاری ، تعهد ،مشارکت اجتماعی129
4-8-29. محاسبه بیست و نهم:ضرایب رگرسیونی سبک هویت ا هنجاری ، تعهد ، انطباق اجتماعی130
4-8-30. محاسبه سیام:ضرایب رگرسیونی سبک هویت هنجاری ، تعهد ، شکوفایی اجتماعی77
4-9-31. محاسبه سی و یکم:ضرایب رگرسیونی سبک هویت سردرگم/اجتنابی، خلاقیت، انسجام اجتماعی134
4-9-32. محاسبه سی و دوم:ضرایب رگرسیونی سبک هویت سردرگم/اجتنابی ، خلاقیت،پذیرش اجتماعی 136
4-9-33. محاسبه سی وسوم:ضرایب رگرسیونی سبک هویت سردرگم/اجتنابی ، خلاقیت،مشارکت اجتماعی138
4-9-34. محاسبه سی و چهارم:ضرایب رگرسیونی سبک هویت سردرگم/اجتنابی ، خلاقیت، انطباق اجتماعی139
4-9-35. محاسبه سی وپنجم:ضرایب رگرسیونی سبک هویت سردرگم/اجتنابی ، خلاقیت، شکوفایی اجتماعی141
4-9-36. محاسبه سی وششم:ضرایب رگرسیونی سبک هویت سردرگم/اجتنابی ، بالندگی ، انسجام اجتماعی143
4-9-37. محاسبه سی وهفتم:ضرایب رگرسیونی سبک هویت سردرگم/اجتنابی ، بالندگی،پذیرش اجتماعی 145
4-9-38. محاسبه سی وهشتم:ضرایب رگرسیونی سبک هویت سردرگم/اجتنابی ، بالندگی ،مشارکت اجتماعی147
4-9-39. محاسبه سی و نهم:ضرایب رگرسیونی سبک هویت سردرگم/اجتنابی ، بالندگی ، انطباق اجتماعی148
4-9-40. محاسبه چهلم:ضرایب رگرسیونی سبک هویت سردرگم/اجتنابی ، بالندگی ، شکوفایی اجتماعی150
4-9-41. محاسبه چهل و یکم:ضرایب رگرسیونی سبک هویت ا سردرگم/اجتنابی ، تعهد، انسجام اجتماعی151
4-9-42. محاسبه چهل و دوم:ضرایب رگرسیونی سبک هویت سردرگم/اجتنابی ، تعهد ،پذیرش اجتماعی Error! Bookmark not defined.
4-9-43. محاسبه چهل و سوم:ضرایب رگرسیونی سبک هویت ا سردرگم/اجتنابی ، تعهد ،مشارکت اجتماعی155
4-9-44. محاسبه چهل و چهارم:ضرایب رگرسیونی سبک هویت سردرگم/اجتنابی ، تعهد ، انطباق اجتماعی156
4-9-45. محاسبه چهل و پنجم:ضرایب رگرسیونی سبک هویت سردرگم/اجتنابی، تعهد ، شکوفایی اجتماعی158
فهرست تصاویر و نمودارها
عنوان صفحه
تصویر ۱. « تصویر ۱. «ابعاد سلامت اجتماعی کیینز »30
نمودار ۱.1 « وضعیت پایگاههای هویتی مارسیا »36
دیاگرام 3-1. « مسیر متغیر تعدیلگر »Error! Bookmark not defined.
No table of figures entries found.
فصل نخست: کلیات پژوهش
1-1. مقدمه
از مباحث مهم در دورهی نوجوانی شکل‌گیری هویت1 است. رسیدن به یک هویت منسجم پیش نیاز رشد بهینهی فرد در تمام دوران زندگی است و نرسیدن به چنین هویتی می‌تواند زمینه ساز آسیب‌های روانی – اجتماعی بسیار باشد. هویت زمینه سازِ اساس شخصیت در بزرگسالی را نشان می‎دهد. در صورتی که پایهی آن قوی باشد یک هویت فردی محکم حاصل می‌شود در غیر این صورت نتیجه آن چیزی است که اریکسون آن را هویت گم گشته می‌نامد وی شکلگیری هویت را برای آماده کردن نوجوان به عنوان فردی آماده انجام تکلیف در بزرگسالی، لازم می‌داند (برک2، ترجمه‌ی سید محمدی، 1382). ناکامی در دستیابی به هویت، به عدم صمیمیت یا فاصلهگذاری منجر می‌شود. فاصله گذاری، به آمادگی برای فاصله گرفتن از مردم و موقعیتهایی که ممکن است هویت فرد را نقض کند، اطلاق میشود. بنابراین حل موفقیتآمیز مباحث هویت نه تنها برای سلامت فرد مهم است بلکه برای روابط نیز دارای اهمیت است (شوارتز3، 2001).
محققان بسیاری سعی بر آن داشته‌اند تا به بررسی دقیق سازه هویت و پیامد آن بر زندگی فرد بپردازند. از جملهی این محققان اریکسون4 است. مفهوم هویت برای اولین بار از مکتب روانکاوی و از سوی اریکسون (1965) مطرح شد وی شکل‌گیری هویت را تکلیف اساسی دوری نوجوانی می‌داند. اریکسون اولین فردی بود که چارچوبی برای فهم فرایند شکل‌گیری هویت ارائه داد. اریکسون شکل‌گیری هویت فردی را نشانهای از سازگاری و تعادل در این دوره یاد می‌کند. چنان چه هویت نوجوان در طی زمان و تجربیات حاصل از برخورد اجتماعی درست شکل گیرد سلامت روانی نوجوان تضمین می‌شود (اریکسون، 1968).
مارسیا5(1966) نیز بر اساس نظریهی اریکسون در این رابطه به ارائه پایگاه‌های هویت با توجه به دو بعد کاوشگری و تعهد در نوجوانان پرداخته است. وی بر اساس نظریهی اریکسون، 2 مفهوم اساسی” اکتساب و تعهد ” را برای رشد هویت مطرح می‌کند و چهار وضعیت هویت را مطرح میکند که عبارتند از:
1- هویت موفق6 2- هویت سردرگم7 3- هویت دیررس 84- هویت زودرس9.
مارسیا اگرچه مفهوم هویت را وسیع کرد اما محدود و ایستا بودن، انتقادی بود که به وضعیت پایگاه‌های هویت مطرح شد زیرا زیربنای رشد یا تحول هویت را که که درک و فهم فرایندهای پویای روانی – اجتماعی است محدود می‌کند. از این رو نظریهپردازان جدید به جای بررسی پیامدهای شکل‌گیری هویت و پایگاه‌های هویتی به بررسی فرایندهای زیربنایی شکل‌گیری هویت پرداختهاند از جمله برزونسکی10 را می‌توان نام برد. برزونسکی (1990) بر اساس فرایندهای شناختی – اجتماعی وضعیت‌های هویت مارسیا را در چگونگی شکل‌گیری، حفظ و تطابق هویت در نوجوانان پرداخت و برای اولین بار از سبک هویت نام برد و سه سبک، 1- سبک اطلاعاتی11 2- سبک هنجاری12 3- سبک سردرگم/ اجتنابی13 را معرفی می‌کند (برزنسکی و فراری14، 1996).
نتایج کارکرد این محققان و دیگر پژوهشگران در این زمینه نشان داده است که اگر فرد بر مبنای درستی به هویت برسد هم در زمینه‌های مختلف فردی چون تحصیل، کار، ازدواج،انتخاب دوست، و… هم در زمینههای اجتماعی از جمله روابط اجتماعی، مواجه با ارزش‌ها وعقاید مختلف، سلامت اجتماعی15، و…..تاثیر آن انکارناپذیر است زیرا بر اساس هویت است که فرد میداند در هر موقعیتی، چه موضعای بگیرد و چه تصمیمی اتخاذ کند. از طرفی برای رسیدن به یک هویت یافتگی موفق راههای بسیاری ارائه شده است که یکی از موثرترین این راهها برا دست‌یابی به هویت موفق و تثبیت شده، بهره‌گیری از تفکر بویژه گرایش به تفکر انتقادی16 است.
به طور خلاصه، همان گونه که اشاره شد از جمله عواملی که از شکلگیری هویت تاثیر میپذیرد و در برون دادهای رفتاری فرد، در ارتباط با دیگران مطرح می‌شود متغیر سلامت اجتماعی است. ازطرفی از عواملی که میتواند شدت این رابطه را تحت تاثیر قرار دهد متغیر گرایش به تفکر انتقادی است. البته میزان این شدت رابطه به نقش این متغیر به عنوان نقش واسطهای یا تعدیلگر متفاوت خواهد بود. به طور کلی هدف اصلی این پژوهش نیز بررسی نقش گرایش به به تفکر انتقادی در ارتباط با سبکهای هویت و سلامت اجتماعی است
1-2. بیان مسئله
برخی از روانشناسان معتقدند انسان در دورهی نوجوانی از نظر روانی تولدی دوباره می‌یابد و در عین حال بحرانی‌ترین زمان برای سازگاری و شکل‌گیری شخصیت است. زیرا فرد با یک سری از تغییرات ناگهانی مواجه می‌شود باورها و انتظارات وی تغییر یافته، دنیای آشنای کودکی را پشت سر گذاشته و خود را با دنیای جدید و پیچیده رو به رو می‌بیند. کسب هویت، پاسخ نوجوان برای درک خود است که در حین داشتن چیزهای مشترک با دیگران، از آنها متمایز و جدا میشود. با تشکیل هویت، زندگی فرد هدفی معنادار پیدا می‌کند ( برزونسكي ،1992؛ به نقل فارسی نژاد و همکاران ، 1386 ).
با اینکه اوج هویت‌یابی مختص دورهی نوجوانی است اما با استناد به نظریات جدید در این راستا، دستیابی به هویت معمولا در دهه‌ی سوم زندگی فرد رخ می‌دهد. لطف‌آبادی (1384) علت طولانی شدن دوران نوجوانی را، پیچیدگی‌های زندگی در جوامع امروزی، طولانی شدن تحصیلات، و مشکلات استقلال اقتصادی و به دنبال آن دیرتر جدا شدن از والدین و تشکیل زندگی مستقل، بیان می‌کند. رسیدن به این استقلال در بسیار از موارد در سن 20 -25 سالگی میرسد.
در این دوره جوانان تلاش می‌کنند تا به خودمختاری و استقلال بیشتری دست یابند تا بتوانند نقش‌های بزرگسالی را بپذیرند، روابط دوستانه و صمیمانه جدیدی تشکیل دهد و حس هویت خود را تحکیم یا بازسازماندهی کند (بروکس و دوبویس17، 1995).
از عواملی که از شکلگیری هویت تاثیر میپذیرد و در برون دادهای رفتاری فرد ، در ارتباط با دیگران مطرح می‌شود متغیر سلامت اجتماعی18 است. به طوری که انتظار می‌رود افرادی که در دستیابی به هویت موفق بودهاند ارزیابی‌هایی مثبت در رفتارها و بازخوردهای خود دارا هستند و به طور کلی از سلامت اجتماعی بالاتری بهره‌مند هستند.
گنجی (1385)، شکل‌گیری و رشد هویت را از طریق روابط و معاشرت با دیگران و در بطن اجتماع می‌داند در این بین آنچه بیشترین اهمیت را دارد سلامت روانی، ذهنی و اجتماعی است. بنابراین در کسب هویت هم خود فرد، هم عوامل دیگری از جمله محیط و اجتماع، اعضای خانواده، همکاران، همسایگان و به طور کلی اجتماع نیز تاثیر خواهد گذاشت و فرد در صورتی از سلامت اجتماعی بهنجار برخوردار خواهد بود که بتواند با محیط خود سازگار شود چنین فردی می‌تواند تغیرات فردی و اجتماعی را یکپارچه کند و به خویشتن پنداری مثبتی دست یابد و هویت خود را شکل دهد، اگر نتواند به چنین هویتی دست یابد با هویتی سردرگم و به عبارتی با بی‌هویتی مواجه خواهد شد که پیامد چنین هویتی تزلزل در اعمال و رفتار، و به خطر افتادن سلامت اجتماعی فرد است
سازمان بهداشت جهانی(who ) سلامت اجتماعی را به عنوان یکی از عوامل بهداشت روان برمی‌شمرد. در تعریف سلامت اجتماعی، تاکید به ارزیابی شخصی فرد از نحوهی عملکردش در اجتماع و نگرش وی نسبت به افراد و گروهای اجتماعی است (کیس ،2002).
« سلامت اجتماعی ظرفیت کامل زندگی کردن به شیوه‌ای است که مارا قادر به درک ظرفیت‌های طبیعی خود می‌کند و به جای جدا کردن ما از سایر انسان‌هایی که دنیای ما را می‌سازند، نوعی وحدت بین ما ودیگران به وجود می‌آورند. سلامت اجتماعی نقش محافظت کننده‌ای در مقابل با فشارهای روانی دارد که از فرد در مقابل وقایع فشارآور زندگی اجتماعی حمایت می‌کند» ( صبوری، 1390، 19و20).
تحقیقات زیادی نشان دادند آنچه در تقویت عملکرد و سلامت روانی – اجتماعی فرد نقش مهمی ایفا می‌کند تعهدات ثابت شخص است به طوری که افرادی که تعهد کمتری دارند یعنی یک دیدگاه ثابت و روشن در مورد خود و دنیایی که در آن زندگی می‌کنند ندارند، امکان دارد اجتماع را به صورت یک مجموعه پر از هرج و مرج، تصادفی و بدون هیچ قابلیت پیشبینی که نمی‌توان مدیریت کرد بپندارند یعنی از سلامت اجتماعی پایینی برخوردار هستند (برزونسکی، 2003).
از طرفی تشکیل هویت در دوران نوجوانی دارای دو وجه متضاد است یکی انطباق با خود یا “خود اثبات گرا” و دیگری انطباق با محیط ویا “خود فزاینده” است زمانی که بین این دو جنبه متفاوت از خود، عدم تعادل رخ دهد تعادل روانی و سلامت فرد را به خطر می‌کشاند. تغییر در عملکرد شخصی و اجتماعی به عنوان منبع پردازش از اطلاعات باعث ایجاد این عدم تعادل می‌شود. انطباق موثر با محیط به معنی سازگاری با مجموعهای از نظام‌های بیرونی مثل دوستان، همسالان، نقش‌های تجویز شده از سوی گروه‌های اجتماعی و نظام‌های آموزشی است. که پیش نیاز سلامت اجتماعی فرد را تأمین می‌کند(کیس ،1998 ؛ به نقل فارسی نژاد و همکاران ، 1386).
بنابراین تا این جا این مطلب قابل برداشت است که، طی شدن فرآیند هویت‌یابی موفق، به فرد در زمینههای تصمیم‌گیری و موضع‌گیری کمک میکند و وی را از تشویش، اضطراب و بحران روانی رها میسازد و به تبع آن سلامت اجتماعی فرد را قابل پیش بینی میکند. در این راستا نیز پژوهش‌هایی انجام گرفته و راهکارهایی در جهت کمک به طی شدن موفق مسیر هویت و از آن سو عواملی که از آن تاثیر میپذیرد پیشنهاد داده شده است. یکی از این راه‌ها که مورد بررسی تحقیق حاضر نیز هست توجه به رشد شناختی و چند بعدی بودن مقولهی تفکر و به ویژه عنایت به گرایش به تفکر انتقادی است.از جمله افرادی که در این زمینه پژوهشهایی انجام داده است فردی به نام کرتینر19 بود.
کرتینر، توجه فلسفی به انسان را در مطالعات روان‌شناسی وارد کرد و هویت را از دیدگاه رشدی – اخلاقی20 و وجودگرا21، مفهوم‌سازی نمود. او بر انتخاب22، کنترل خود23، مسئولیت پذیری24 و یگانگی25 ویژگی تاکید داشت. وی مانند اریکسون هویت را ناشی از از هر دو عامل خود26 و جامعه می‌داند؛ هم چنین بین ساختار شخصیت فرد و سازمان‌های اجتماعی، ارتباط متقابل قائل است، به طوری که هر کدام می‌تواند موجب رشد دیگری شود. بیشترین سهم کرتینر در ادبیات هویت، معرفی مجموعه‌ای از قابلیت‌هایی است که می‌تواند کیفیت رشد هویت را بهتر کند. کرتینر با تکیه بر مسئولیت‌پذیری اجتماعی و این که فرد مسئول انتخاب‌های خود است هویت اجتماعی را هم‌تراز هویت فردی می‌داند و به تئوری‌های نئواریکسونی کمک می‌کند تا بتواند نسبت به تئوری وضعیت هویت مارسیا، از ابعاد بیشتری به این قضیه بپردازند. کرتینر پیمودن مسیر اکتشاف در فرآیند هویت یابی را نیازمند داشتن مهارت های حل مسئله میداند که این مهارتها از تفکر انتقادی سرچشمه میگیرند (شوارتز ،2000؛ به نقل ازجوادزاده ‌شهشهانی، 1383 ) .
لیپمن (2003) تفکر انتقادی را به عنوان تفکری کاربردی معرفی می‌کند که استفاده از آن تغیراتی عقلانی حاصل میآورد. دو سویه است که در پایینترین حد اتکای آن، قضاوت است و در بیشترین حد آن عمل کردن به قضاوت‌هاست می‌توان سه خصصیه را برای آن برشمرد: 1- تکیه بر ملاک‌ها 2- خود تصحیحگر است 3- حساس به زمینه‌های وقوع است ( به نقل از عباسی، 1380). از آن جا که تفکر انتقادی تفکر دربارهی تفکر است می‌تواند ضعف و کمبودهای خود را پیدا کند. «تفکر انتقادی مستلزم فرایندهای عالی ذهن و داوری بر اساس شواهد و مدارک است. تفکر انتقادی نوعی حل مسئله است. اما علاوه بر حل مسئله دارای عناصری از توانایی‌های تحلیل و ارزشیابی امور است » (سیف، 1389). مایرز (1960)، نیز اینگونه تفکر انتقادی را تعریف می‌کند: شناسایی استدلال‌های غلط، عدم هیجان عاطفی در مواجه با مسئله است. عامل کلیدی در تفکر انتقادی طرح سئوالات مساله، نقد و بررسی راه‌حل‌ها و یافتن جایگزین‌هاست (ترجمهی ابیلی، 1384).
کوتاه سخن این که، چنین به نظر میرسد بین متغیرهای اجتماعی از جمله سلامت اجتماعی با سبکهای هویت، یک ارتباط ضمنی وجود دارد. در تحقیق حاضر سه مدل متفاوت آزمایشی جهت بررسی نقش گرایش به تفکر انتقادی در ارتباط بین سبکها هویت و سلامت اجتماعی پیشنهاد شده است.
1-مدل اثر مستقیم: در این مدل فرض می‌شود که سبک‌های پردازش هویت و تفکر انتقادی به طور مستقیم و مستقل با متغیر سلامت اجتماعی ارتباط دارند.
2- مدل اثر تعدیلکننده27: در این مدل فرض میشود قدرت و جهت ارتباط سبکهای هویت و سلامت اجتماعی با سطوح مختلفی از تفکر انتقادی تغیر می‌کند.
3- مدل اثر واسطهای28: فرض این مدل آن است که رابطهی بین سبک‌های پردازش هویت و سلامت اجتماعی وقتی که اثر متغیر تفکر انتقادی کنترل شود به طور معنیداری تقلیل پیدا می کند(برزونسکی، 2004).
مروری در متونهای پژوهشی حاکی از آن است مطالعاتی که به بررسی و مطالعه‌ی سه متغیر مطرح در پژوهش پرداخته باشد محدود است بنابراین ارائهی نتایج تحقیقاتی که در پی می‌آید ممکن است به طور مسقیم با موضوع تحقیق حاضر ارتباط نداشته باشد ولی در راستای سوابق محسوب می شود با توجه به ادبیات مورد بررسی در مورد متغیرهای سبک‌های هویت، اثرآن برسلامت اجتماعی وابهام در نقش گرایش به تفکر انتقادی به عنوان زیر مجموعه‌ای از حل مسئله، سوال این پژوهش آن است که، در ارتباط بین سبک های هویت و سلامت اجتماعی آیا تفکر انتقادی نقش دارد؟ در صورت وجود نقش برای تفکر انتقادی، آیا تفکر انتقادی در ارتباط بین سبک‌های هویت و سلامت اجتماعی دارای نقش واسطه‌ای یا تعدیل‌گر؟
1-3 اهداف و فرضیههای پژوهش
هدف کلی:
شناخت نقش واسطهای تفکر انتقادی ،بین سبک‌های هویت و سلامت اجتماعی است.
هدفهای فرعی:
1 – شناسایی نقش واسطه‌ای تفکر انتقادی در ارتباط بین سبک‌های هویت و سلامت اجتماعی.
2- شناسایی نقش تعدیلگر تفکر انتقادی در ارتباط سبک‌های هویت وسلامت اجتماعی.
3- بررسی سلامت اجتماعی در ارتباط با انواع سبک‌های هویت.
فرضیههای پژوهش:
1- سبک‌های هویت پیشبینی کننده مناسبی برای سلامت اجتماعی و تفکر انتقادی است.
2- بین سبک‌های هویت و سلامت اجتماعی تفکر انتقادی نقش واسطه‌ای دارد.
۱-4. اهمیت و ضرورت پژوهش
مشخص بودن هویت یکی از مهمترین عوامل در روشن بود هدفمندی زندگی انسان است. فردی که در پرسش و پاسخ‌های مربوط به فرآیند هویت خویش درست عمل کرده است، دارای یک هویت شکل یافته است و با استناد به این هویت شکل گرفته است که مسیرهای مختلف زندگی خویش را تعیین می‌کند و در هنگام برخورد با مشکلات و فشارها، می‌تواند راه‌حلی مناسب یابد در یک جامعه هنگامی که افراد به هویت یافتگی موفق رسیدهاند از یک سو یاری دهندهی آنها در برخورد چالش‌ها و تصمیم‌گیرهای درست است از سوی دیگر سبب کاهش مشکلات روحی و روانی آنها نیز هست و در کل زمینه‌ساز و پیشنیاز سلامت اجتماعی فرد را تضمین می‌کند.
کسب هویت و فرآیندی که طی آن اتفاق می‌افتد بدور از رشد شناختی رخ نمی‌دهد رشد شناختی و استفاده از عنصر گرایش به تفکر انتقادی یک عامل بسیار مهم در ارزیابی افکار و باورهای مختلفی، که توسط اطرافیان، رسانههای ارتباطی و فناوریهای ارتباط جمعی است. تفکر انتقادی قبل از آن که در عرصهی تصمیم‌گیری برای عملکرد در زندگی فرد، کارآ باشد به انتخاب شیوهی زندگی و گزینش باورها و نگرشهایی که زیر بنای شکل‌گیری مسیر زندگی فرد است کمک میکند.اگر نوجوان وجوانان از تفکر انتقادی و مهارت‌های آن مانند حل مسئله، در فرایند کسب هویت کمک گیرند علاوه بر یافتن شخصیتی محکم و منسجم، سلامت اجتماعی فرد از پیامدهای آن میتواند باشد.
جامعه مورد تحقیق این پژوهش دانشجویان( دانشگاه خوارزمی – کرج) است از آن جا که این قشر بخش عمده‌ای از جمعیت جوان کشور را تشکیل می‌دهند ضرورت پرداختن به سلامت اجتماعی آنها امری ضروری است چرا که هر گونه نارسایی در این مورد سبب کاهش توانایی‌های آنان و در نتیجه کاهش پیشرفت در جامعه را سبب می‌شود و از نگاه دیگر می‌توان پیشبینی کرد سلامت روانی و اجتماعی آن ها در بلند مدت تاثیری منفی بر سلامت تمام احاد جامعه خواهد گذاشت.
به طور کلی اهمیت تحقیق حاضر در بررسی متغیرهای موثر(واسطه‌ای و یا تعدیل‌گر) بر سبک‌های هویت بر سلامت اجتماعی در دانشجویان دانشگاه خوارزمی است و نتایج آن می‌تواند ابتدا به شناخت علمی دقیقی از روابط این متغیرها کمک کند و ابعاد بیشتری از سازههای مورد بررسی را که تاکنون ناشناخته مانده است را آشکار سازد از طرفی مطرح کردن این متغیرها می‌تواند از چند واقعیت اساسی پرده بردارد:
ضعف دانش آموزان و معلمان در مهارت‌های گرایش به تفکر و لزوم تجهیز آنها به این مهارت.
ضرورت آموزش مهارت تفکر انتقادی و جاگرفتن در سیستم تعلیم وتربیت است که متاسفانه توجه وتعهد با این هدف در کلاس‌های درس و برنامه‌ریزی آموزش و پرورش مدارس به فراموشی سپرده شده است و یا از فعالیت‌های مربوط به آن پشتیبانی لازم به عمل نمیآید.
آن چه در کشور ما در سالهای اخیر مورد غفلت قرار گرفته است توجه ناکافی به سلامت اجتماعی افراد است اگر چه سلامت فیزیکی تا حد زیادی برآیند سلامت اجتماعی در هر جامعهای است اما پژوهش‌های اندکی در کشور در زمینه وضعیت سلامت اجتماعی در ارتباط با متغیرهای تاثیر گذار بر آن انجام گرفته است.
در پژوهش‌های انجام شده در ایران در ارتباط با پایگاه‌های هویت باید گفت بیشترپژوهش‌ها انجام شده درسالهای اخیر به دلیل در دسترس نبودن ابزار مناسب، اغلب در زمینه هویت شغلی بوده است.
همچنین با بررسی‌های اولیه‌ای که پژوهشگر در خصوص متغیرها و نحوهی ارتباط آن ها به دست آورده، پژوهش‌های اندکی نزدیک به این نوع پژوهش صورت گرفته است.
1-۶. تعريف‌های نظری متغیرها
تفکر انتقادی
تفکر انتقادی به معنی پرسیدن سوالات ،تجزیه تحلیل وبررسی تفکر خود و دیگران است. کلمه” انتقاد ” از لغت یونانی kiikos اقتباس شده است منظوراز انتقاد در این جا تیزبینی است نه گله‌مندی وشکایت. تفکر انتقادی توانایی گرفتن تصمیمات منطقی درباره آن چه که باید انجام دهیم و باور کنیم، هم چنین توانایی وگرایش فرد برای سنجش نتایج امور و تصمیمگیری درباره آنها بر اساس شواهد، تفکر اندیشمندانه ومنطقی که روی تصمیم‌گیری برای انجام دادن چیزی یا باور آن متمرکز است (آمیت و آزیکویش29 ،2001).
در یک گزارش از تحقیق دلفی 30 که از 46 نفر از صاحب نظران تفکر انتقادی مورد سوال قرار گرفته‌اند، آنها سه بعد را در باب تفکر انتقادی عنوان نمودند. بعد علاقه، بعد انگیزش، و بعد مهارت. جوهرهی اصلی تفکر انتقادی را بعد مهارت‌های شناختی معرفی می‌کنند که شامل شش زیر مجموعه است. توضیح، خودنظم‌دهی، ارزیابی، استباط، نتیجه‌گیری و تحلیل می‌باشد (فاکیسون31، 1990).
تفکر انتقادی یک فراینده پیچیده، منطقی، با انگیزه است که نیاز به تمرین و کاربرد دارد لازمهی زندگی و محیط‌های آموزشی امرزویست و با ارزیابی شواهد معتبر به نتایج درست منتهی می‌شود (بنرلی، 1998؛ به نقل عباسی،1380). هاشمیان نژاد (1380) تفکر انتقادی را به عنوان تفکری مستدل و منطقی تعریف می‌کند که به منظور بررسی و تجدید نظر در عقاید، نظرات، اعمال و تصمیم‌گیری بر مبنای دلایل و شواهد انجام میگیرد.
اگر بخواهیم یک جمع‌بندی از تعاریف تفکر انتقادی داشته باشیم می‌توان گفت تفکر انتقادی تفکری منطقی، استدلالی، مسئولانه، باهدف شناخت است وکمک به اتخاذ بهترین تصمیم و باور به آن تصمیم و یا عملکرد به آن است. تفکر انتقادی باورهای سنتی را به چالش می‌کشاند. فرد نقاد با طرح سوالات مناسب و جمع‌آوری داده‌های مربوطه به نتایج قابل اعتماد می‌رسد فرد برای خود فکر می‌کند.
سبک‌های هویت
ارائهی یک تعریف جامع ودقیق از هویت کار آسانی نیست با توجه به این وضع در ششمین کنفرانس، جامعهی پژوهش برای تشکیل هویت ” SRIF 32،1999 ” موضوع محورهای آن، یافتن فرایندهایی جهت یک تعریف مناسب، و یکپارچگی تعاریف متعدد از هویت بود، مارشال 33(1999) دلیل این ناهماهنگی را، اجزای متعدد این سازه می‌داند چرا که تاکید بیشتر بر یک یا دو فرایند آن سبب نامتوازن شدن تعریف یکپارچه از آن می‌شود (شکر کن وهمکارن، 1380).
البته باید توجه داشت موضوع هویت و نحوهی شکل‌گیری آن مختص رشته‌ی خاصی نیست و در حوزهای علمی چون روانشناسی، علوم سیاسی و حتی در ادبیات هم کار شده است. در روانشناسی به سهم خود در هر کدام از شاخه‌های آن نیز مثل روانشناسی رشد، شخصیت،روانشناسی اجتماعی نیز مطرح شده است. این موضوع دلیلی بر اهمیت و وسیع بودن این حوزه را می‌رساند.
هویت در دوران بزرگسالی به صورت یک کل منسجم و ترکیب یافته از ارزش‌ها، رفتارها، نقش‌ها و مهارت‌های مختلف شناختی و اخلاقی تبدیل می‌شود که هم به گذشته فرد مرتبط می‌شود وهم جهت‌گیری وی را به آینده شکل می‌دهد (برزونسکی، 2002).
مارسیا معتقد است هویت تغیر در کارکرد مفهوم خود، درونی کردن ارزشها، اهداف، انتظارات و فرایندهای خودتنظیمی است. یافتن مفهوم فردی از ثبات در فرد خود را نشان می‌دهد (1998، سعادتی شامپر و همکاران، 1386).
هویت از یک تعریف سازمان یافته از خود و ارزشها ،باورها و اهدافی که فرد به آن پایبند است تشکیل شده است. « هریک از ما احساسی از این داریم که چه کسانی هستیم و چگونه شبیه یا متمایز از دیگران هستیم. بخشی از این احساس، شناختی (روشهایی که، خود را توصیف می‌کنیم ) و بخشی از آن هیجانی ( ارزیابی ما از خودمان به عنوان خوب یا بد در انجام تکالیف یا فعالیت‌ها ) است. احساس خود از زمان تولد وجود دارد» (اریکسون، 1993؛ مارسیا،1991؛ به نقل شهرآرای ،1384 ، 157).
در اینجا به طور مختصر به روند آغاز طرح هویت و وبه دنبال آن پایگاه‌های هویت و بالاخره مطرح شدن سبک‌های هویت و افراد صاحب نام در هر یک از این دیدگاه‌ها اشاره‌ای کوتاه شد و در فصل دوم به طور مفصل به آن خواهیم پرداخت.
مفهوم هویت برای اولین بار از مکتب روانکاوی و از سوی اریکسون (1965) مطرح شد در مرحله پنجم یعنی “هویت در برابر سردرگمی نقش” از هشت مرحله‌ای که وی برای رشد روانی – جسمانی قائل است جای دارد. همانطور که قبلا اشاره شد مارسیا (1966) بر اساس نظریهی اریکسون، 2 مفهوم اساسی” اکتساب و تعهد ” را برای رشد هویت مطرح می‌کند. 4 وضعیت هویت عبارتننداز:
1- هویت موفق 2- هویت سردرگم 3- هویت دیررس 4- هویت زودرس.
برزونسکی (1990) بر اساس فرایندهای شناختی– اجتماعی وضعیت‌های هویت مارسیا را در چگونگی شکل‌گیری، حفظ و تطابق هویت در نوجوانان پرداخت و برای اولین بار از سبک هویت نام برد و سه سبک: 1- سبک هویت اطلاعاتی 2- سبک هویت هنجاری 3- سبک هویت سردرگم/ اجتنابی را معرفی می‌کند. سبک هویت روش تلاش تطابق افراد برای ساخت هویت خود و یا اجتناب از بررسی مسائل هویتی است. به عبارتی این سبک‌ها هویت فرد را تعیین می‌کنند به لحاظ کلی به عنوان سبک‌های شناختی – اجتماعی، و به طور خاص شیوه‌های پردازش اطلاعات مربوط به هویت، تصمیات شخصی و فائق آمدن بر مسائل هویتی هستند (برزنسکی و فراری، 1996).
سلامت اجتماعی
از دیدگاه کیینز(1998) ، سلامتی بر اساس سه جنبه در نظر گرفته می‌شود. 1-عاطفی(هیجانی) 2- اجتماعی 3- روان‌شناختی . که در تعریف سلامت هر سه مورد در نظر گرفته می‌شود وی سلامت اجتماعی را ارزیابی و شناخت فرد از چگونگی عملکردش در اجتماع و کیفیت روابط با افراد دیگر، نزدیکان وگروهای اجتماعی که وی عضوی از آنها است تعریف می‌کند (1998؛ به نقل باباپوروهمکاران، 1388).
« از نظر کیینز سلامت اجتماعی عبارت است از چگونگی ارزیابی فرد از عملکردش در برابر اجتماع. فرد سالم از نظر اجتماعی، اجتماع را به صورت یک مجموعه‌ی معنادار، قابل فهم و بالقوه برای رشد و شکوفایی دانسته و احساس می‌کند که به جامعه تعلق دارد، و از طرف جامعه پذیرفته می‌شود و در پیشرفت آن سهیم است. کیینز ابعاد سلامت اجتماعی را با در نظر گرفتن الگوی سلامت مطرح می‌کند که دارای پنج بعد است. 1- انسجام اجتماعی34 2- پذیرش اجتماعی35 3- مشارکت اجتماعی36 4- انطباق اجتماعی37 5- شکوفایی اجتماعی38 می‌باشد» (سام آرا، 1388، ص16و17).
لارسون (1996) معتقد است سلامت اجتماعی بخشی از سلامت فرد را می‌سنحد و شامل پاسخ‌های درونی فرد که شامل احساس، تفکر و رفتار است. سلامت اجتماعی نماد رضایت یا فقدان رضایت فرد از زندگی اجتماعی‌اش می‌باشد.

در کل می‌توان گفت مفهوم سلامت اجتماعی، در کنار ابعاد جسمی و روانی سلامت مورد توجه قرار گرفته است، جنبه اجتماعی آن را با محور قراردادن فرد مورد بررسی قرار می دهد، به عبارتی رشد و پیشرفت جامعه در گرو تندرستی آن جامعه در ابعاد جسمانی، روانی و اجتماعی است در واقع سلامت فرد و سلامت جامعه آن چنان بهم تنیده که نمی‌توان بین این دو مرزی تعیین کرد. در اینجا فقط اشاره‌ای کوتاه به ابعاد آن شد که در فصل دوم به طور مفصل توضیح داده خواهد شد.

1-6 تعاریف عملیاتی
گرایش به تفکر انتقادی : از طریق سئوالات پرسشنامهی ریتکس(2003) مورد سنجش قرار گرفت.
سبک‌های هویت برزونسکی(1998): در این پژوهش نمره کل این متغیر با مقیاس پرسشنامهی سبک های هویت (ISI-g6 ) برزونسکی برای هر فرد به دست آمد.
سلامت اجتماعی کیینز(1998) : در این پژوهش نمره کل سلامت اجتماعی، با پرسشنامهی سلامت اجتماعی کیینز به دست آمد.
فصل دوم: مباني نظري و پیشینه پژوهش
2-1. مقدمه
سلامت یکی از مباحث مطرح در بسیاری از فرهنگ‌هاست و هریک از این جوامع در فرهنگ خود



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید